هرگاه امام ظهور كند مىتواند از او رفع يد كند » . « 1 »
2 . و در بحث معادن ظاهرى مىفرمايد :
« معادن ظاهرى آنهايى هستند كه احتياج به اظهار كردن آنها نيست ، مانند نمك ، نفت ، قير ، كه اينگونه معادن را كسى با احيا مالك نمىشود و با تحجير هم حقّ اختصاص پيدا نمىكند » . « 2 »
آيا سلطان مىتواند معدن ظاهرى را اقطاع كند و به افراد خاصى واگذار كند يانه ؟ اين مسأله مورد ترديد است ؛ پس اگر كسى خواست از معادن ظاهرى استفاده كند به مقدار نياز خود مىتواند از آن بهرهبردارى كند نه بيشتر .
برخى از فقها همه معادن را جزء انفال مىدانند و مىگويند : معادن ظاهرى و باطنى ملك امام است و اگر كسى خواست با احيا مالك آنها شود بايد از امام اجازه بگيرد .
معادن باطنى ، ظاهر نمىشود مگر به كار ؛ مانند معادن طلا ، نقره و مس ، و آن را اگر كسى احيا كند مالك نمىشود و امام مىتواند آن را به هر كسى كه خواست واگذارد و اگر كسى شروع كرد به استخراج معدن سپس آن را ناتمام گذاشت ، دولت او را اجبار مىكند كه كار استخراج را به اتمام برساند و اگر اقدام نكرد آن را به ديگرى واگذار
هامش
( 1 ) . محقق حلى ، شرائع الاسلام ، كتاب احياء موات ، الطرف الاوّل ، ج 3 ، ص 271 .
( 2 ) . همان ، الطرف الرابع ، ص 278 .