است و تزاحم وتهاجمى هم در بين نيست ؛ چون در آن دوره نيروى انسانى محدود و زمين قابل كشت و بهرهگيرى به حد وفور در اختيار همگان بود و محلى براى تزاحم وجود نداشت .
دليل پنجم : اقوال فقهاء
1 . محقق حلّى ( ره ) در شرايع مىفرمايد :
« زمين موات زمينى است كه معطل افتاده و از آن به جهت نبودن آب يا به جهت رفتن زير آب يا به جهت نيزار بودن آب و يا به جهات ديگر استفاده نمىشود ، اينگونه زمين ملك امام است و هيچ كس آن را مالك نمىشود ، گرچه آن را احيا كرده باشد ، مگر به اذن امام كه در اين صورت احياكننده مالك مىشود و اگر امام اذن نداده باشد مالك نمىشود . . .
زمينهايى كه در جنگ به دست آمده باشد ملك عموم مسلمين است و هيچ كس عين آنها را مالك نمىشود ؛ بيع و رهن آنها جايز نيست . . .
و هر زمينى كه در هنگام فتح موات باشد ملك امام است و نيز هر زمينى كه مالك معروف نداشته باشد ملك امام است . . . و اگر كسى آن را بدون اذن امام احيا كند مالك نمىشود و اگر امام ( ع ) غايب باشد احياكننده بر آن اولويت دارد تا زمانى كه بر آبادانى آن مىپردازد و اگر آن را ترك كرد و آثار عمارت در آن از بين رفت سپس ديگرى آن را عمارت كرد زمين را دومى مالك مىشود . و
در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 369
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٣٦٩