جوهرش معلوم بوده و كارى كه بايد در آن انجام شود فقط استخراج است نه تغيير شكل دادن آن ؛ مثل نمك ، گوگرد ، سنگهاى آسياب و غيره . معادن باطنى آنهايى است كه غير از حفارى و استخراج براى به دست آوردن ماده مطلوب بايد مواد حاصله را نيز تغيير شكل داد ؛ مانند معادن طلا ، نقره ، آهن ، مس و سرب . « 1 »
اين گفتار هر چند با ظاهر تعابير فقهاء ، در تعريف ظاهرى و باطنى نمىسازد ولى مثالهايى كه زدهاند با اين تفسير خوب قابل انطباق است .
براى ظاهرى ، نمك ، نفت ، قير ، گوگرد ، سرمه و سنگ معدنى مثال زدهاند و براى باطنى طلا ، نقره ، مس ، سرب و قلع را .
مرحوم آقا جمال خوانسارى در حاشيه شرح لمعه در اين باره نسبتاً مفصل سخن گفته است كه خلاصه مطلب او چنين است :
« كارى كه در روى مواد معدنى انجام مىشود تا قابل استفاده و مصرف شود ، دو قسم است : 1 . استكشاف و استخراج 2 . پالايش و تصفيه ؛ زيرا مادهاى كه با استخراج به دست مىآيد گاهى اجزاى خارجى ندارد نه به نحو تركيب و نه به نحو تخليط ؛ مانند سنگهاى مرمر يا سنگهاى معدنى ديگر و نفت و گچ و شن و غيره ؛ و گاهى اجزاى خارجى دارد يا به شكل اختلاط مانند طلا كه با خاك و غيره مخلوط است يا به نحو تركيب مانند شيشه ، آهن و اكثر فلزات » . « 2 »
هامش
( 1 ) . علامه حلى ، تذكرة الفقهاء ، چاپ قديم ، كتاب احياء الموات ، المطلب الثانى ، ج 2 ، ص 403 .
( 2 ) . شهيد ثانى ، الروضة البهية ، كتاب احياى موات ، ( 2 جلدى ) ج 2 ، ص 259 .