9 . آنچه كه فرشتهها كتمان كرده بودند چه بود كه خداوند مىفرمايد : من ظاهر و باطن و آشكار و پنهان شما را مىدانم ؟ خود بزرگ بينى آنها بود يا حسد ورزى آنها يا چيز ديگر ؟ « 1 »
هامش
( 1 ) . در التبيان و مجمع البيان چنين آمده است : منظور هر چيزى است كه آنها قدرت ديدن آن را نداشتهاند و هر چه را خدا به آنها نشان مىداده است مىدانستند ] شيخ طوسى ، التبيان ، ج 1 ، ص 145 ؛ طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 ، ص 185 [ .
در بحار به نقل از تفسير امام حسن عسكرى ( ع ) آمده كه : مقصود از غيب نهان آسمانها و زمين مىباشد ] مجلسى ، بحارالانوار ، ج 11 ، ص 118 [ .
علامه طباطبايى منظور از غيب را همان اسماء مىداند كه ملائكه قبل از ظهور آدم از آنها اطلاع نداشتهاند ] الميزان ، ج 1 ، ص 116 [ .
ابوالفتوح مىگويد : اگر گويند غيب آسمان و زمين چه باشد و هيچ چيز از خدا غايب نباشد گوييم : مراد آن است كه آنچه غايب است از آنان كه حضور و غياب در حق ايشان مصور بود از اجسام چون ما و فرشتگان ، آنگه آن را باطلاق غيب خوانند گرچه در حق او غيب نيست . « پس منظور همان نهان جهان است » ] روض الجنان ، ج 1 ، ص 134 [ .
فخر رازى مىگويد : مقصود آن است كه خداوند قبل از اين كه آدم را خلق كند علم به احوال او داشت و همين دليل است بر علم خداوند قبل از حدوث اشياء ؛ هر چند بعضى نظر بر اين دارند كه علم خداوند موقع وقوع اشياء است ؛ إِنِّى أَعْلَمُ غَيبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ] تفسير الكبير ، ج 2 ، ص 210 [ .
علامه طباطبايى مىفرمايد : به قرينه آيه شريفه : إِنِّى أَعْلَمُ غَيبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ آنچه را خدا مىدانسته همان اسماء است كه فرشتگان نمىدانستند و خدا آن را به آدم تعليم فرمود ] الميزان ، ج 1 ، ص 116 [ .
ابوالفتوح چند قول را بيان مىكند : 1 - خباثت و نفاق ابليس بود كه اين اعتراض به خلقت آدم را ، به ملائكه گفته بود ؛ 2 - راز خلقت انسان بود كه ملائكه از آن خبر نداشتند بلكه هدف خلقت را همان عبادت و تسبيح و تقديس تنها مىدانستند ] روض الجنان ، ج 1 ، ص 129 [ .
جرجانى مىنويسد : قتاده گفت : يعنى من آن دانم كه شما ندانيد از آن كه از نسل او انبياء