8 . در هر صورت خداوند به آدم تعليم داد و به فرشتهها ياد نداد ، اگر ياد مىداد آنها هم عالم مىشدند ؟ اين چگونه موجب برترى آدم بر فرشتگان مىشود ؟ آيا آدم استعداد داشت و آنها نداشتند و اگر به
هامش
ابوالفتوح در پايان بحث درباره اين كه آدم چگونه آن اسامى يا مسميات را بر فرشتگان عرضه كرد ؟ مىنويسد : بيشتر مفسران و اهل علم برآنند كه بيافريد و حاضر و عرضه كرد و گفت : نام اينها چيست ؟ بگو اگر دانى ؟ بعضى ديگر گفتهاند : چيزهاى نيافريده را در دل ايشان مصور كرد آنگه گفت : ( أنبئونى باسماء هولاء ) . يعنى اين چيزها كه در دل شما مصور است . سپس اضافه مىكند كه قول اول معتمد است ] تفسير روح الجنان ، ج 1 ، ص 131 [ .
علامه مجلسى اين آيه شريفه : ( و أنبئونى بأسماء هولاء ) را دليل بر تكليف ملائكه نمىداند ، چرا كه اين امر از باب تكليف به محال است و آن هم خود ، محال است ؛ « و ليس به تكليف ليكون من باب التكليف بالمحال » . بلكه آيه شريفه را مشعر به اين مىدانند كه ملائكه به عجز و ناتوانى خودنسبت به امر خلافت الهى پى ببرند و بدان اعتراف كنند ] بحار الانوار ، ج 11 ، ص 98 [ . و نيز رجوع كنيد به : ] طالقانى ، پرتوى از قرآن ، ج 1 ، ص 20 و ميبدى ، كشف الاسرار ، ج 1 ، ص 137 [ .
شيخ طوسى همين نظر را دارد و چنين مىنويسد : « . . . لِيدلّهم على أنّهم إذا لم يعلموا باطن ما شاهدوا ، كانوا من أن يعلموا باطن ماغاب عنهم أبعد » . البته شايد بتوان گفت كه شيخ طوسى در آيه شريفه ( أنبئونى ) را هر چند به ظاهر ، امر مىداند ولى در واقع آن را از باب تنبيه مىداند كه عالم از متعلم خود از باب تنبيه و يادآورى چيزى مىپرسد و تصريح مىكند كه اينها اصلا تكليفى نبوده است ، بلكه همان تنبيه بود كه خداوند خواسته است ملائكه را با مقام و موقعيت آدم آشنا كند و آن را يادآور ملائكه نمايد ] شيخ طوسى ، التبيان ، ج 1 ، ص 139 و 140 [ و همچنين ] طبرسى ، مجمع البيان ، ج 1 ، ص 182 [ .
ملاصدرا مىنويسد : « أى : فنبّههم على قصورهم معرفة أسماء الموجودات ، أى : حقائقها ؛ لأنّ حقيقة الشىء هى علامته . . . » ] تفسير القرآن الكريم ، ج 2 ، ص 323 [ .
علامه طباطبايى مىنويسد : « منظور همان موجودات بلند مرتبهاى هستند كه محفوظ عند الله و مستور در پرده غيب مىباشند و آنها منشأ خير و بركت در آسمان و زمين هستند و در عين كثرت متعدد نيستند و تفاوت ذاتى هم با هم ندارند » ] تفسير الميزان ، ج 1 ، ص 118 [ .