هامش
دو بي دليل است ، ولى مىتوان گفت مراد آن است كه آدم را مستعد كلام و سخن آفريديم و به او الهام داديم تا لغت وضع كرد مانند خَلَقَ الإنسانَ عَلَّمَهُ البَيانَ ] ج 1 ، ص 130 [ .
مرحوم شيخ طوسى نيز در مقام فرق بين إخبار و اعلام مىفرمايد ، اعلام گاهى به خلق علم ضرورى در قلب است ، چنان كه خداوند عقل كامل را اين چنين خلق كرده است و گاهى به نصب ادله است ] التبيان ، ج 1 ، ص 137 [ و در جاى ديگر ] ص 141 [ چنين نوشته است : « و فى كيفية تعليم الله آدمَ الأسماءَ ؛ قال البلخى : يجوز أن يكون أخبره بذلك فوعاه فى وقت قصير بما أعطاه الله من الفهم و الحفظ ، أو بِأن دَلَّه و مكَّنه و رسم به رسماً فابتدع هو لكلِّ شىء أسماء يشاكله » . ايشان نيز بعد از قول بلخى نظرى مانند ابوالفتوح را مطرح كرده ولى آن را صحيح ندانسته است .
ملاصدرا نيز عقيده بر نهفتن استعداد در انسان دارد و مىگويد : « فالمعنى أنّه تعالى خلق آدم من أجزاء مختلفة و قوى متباينة مستعدّاً لإدراك أنواع المدركات من المعقولات و المحسوسات و المتخيلات » . سپس اضافه مىكند كه غير از استعداد ، الهام الهى نيز در اين تعليم وجود داشته است ؛ « و ألهمه معرفة ذوات الأشياء و حقائقها الكلية والجزئية و خواصّها و أسمائها و أُصول العلوم و قوانين الصناعات و كيفية اتخاذ الآلات حتّى صار فى نفسه عالماً تامّاً منفرداً منفصلا عن العوالم كلّها » ] تفسير القرآن الكريم ، ج 2 ، ص 319 [ .
علامه مجلسى در جواب اين سؤال چند وجه بيان فرموده است : 1 - جزو ضروريات وجود آدم همان علم او به اسامى و اشياء است كه خداوند اين علم را در نهاد آدم به وجود آورد ؛ 2 - به طريق القاء ؛ 3 - نهادن استعداد درك اين نوع اسامى و حقايق اشياء ؛ 4 - الهام كه خداوند معرفت و شناخت اين اشياء و كيفيت استفاده آنها را به آدم الهام كرده است ] بحار الانوار ، ج 11 ، ص 98 [ .
مرحوم طالقانى با بيان اين جمله كه تعليم ، آموختن تدريجى است ، و فرا گرفتن بدون تعلم و يكباره ، وحى و الهام ناميده مىشود ، شايد مىخواهد بفرمايد كه تعليم الهى به آدم با همان وحى و الهام و القاء در نفس بوده ، نه تعليم و آموزش معمولى ؛ قرائن ديگرى دلالت بر اين مدعا دارند ] پرتوى از قرآن ، ج 1 ، ص 118 [ .
قرطبى مىگويد : با الهام بوده است به واسطه ملكى از ملائكه مانند جبرئيل ] الجامع الحكام القرآن ، ج 1 ، ص 192 [ .
شايد بتوان از عبارات محمد رشيد رضا چنين فهميد كه هم الهام الهى است و هم خداوند استعداد علمى و عملى بينهايتى را در درون انسان به وديعه گذاشت تا در هر صورت خواسته الهى تحقق يابد ] المنار ، ج 1 ، ص 279 و 281 [ . و همچنين رجوع كنيد به : ] آلوسى ، روح المعانى ، ج 1 ، ص 224 [ .