پذيرش آن فرهنگ است .
آيا مىشود يك كتاب ، كتاب هدايت و تربيت باشد و براى طرد و منزوى كردن فكر و فرهنگى باطل فعاليت خود را با زبان برخاسته از آن فكر و فرهنگ شروع كند و با اين كار مهر صحت و قبولى بر آن بزند ؟
اگر قرآن نظام بردهدارى را پذيرا بود نمىگفت : فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَة « 1 » ، و نخواست از گردنه بالا رود ، و تو چه دانى كه آن گردنه [ سخت ] چيست ؟ ، بندهاى را آزاد كردن .
و اگر دختر را كم ارزشتر مىدانست و آن را وسيلهننگ مىشمرد ، مبارزه با عقايد و رفتار مردم جاهلى نمىكرد و با زنده به گور كردن دختران مخالفت نمىكرد و نمىگفت : وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ « 2 » ؛ و هنگامى كه پرسند از آن دخترك زنده به گور كه به كدامين گناه كشته شده است .
و اما آيه شريفه : أَلَكُمُ الذَّكَرُ وَلَهُ الْأُنثَى « 3 » معنايش اين نيست كه اسلام اين فكر را مىپذيرد ، معنايش اين است شما كه داراى چنين فكرى هستيد ، چرا خدا را دست كم مىگيريد ؟ آيا اين پندار ، طبق عقيده خودتان گمان بد بردن به خدا نيست ؟
هامش
( 1 ) . سوره بلد ، آيه 11 - 13 .
( 2 ) . سوره تكوير ، آيه - .
( 3 ) . سوره نجم ، آيه 21 .