است ؛ اجازه دادن به مرد كه همسر خود را بزند و نظر خود را به وسيله كتك به او تحميل كند اين خلاف انصاف و عدالت است .
يا اگر مىبينيم در قرآن در مقام خطاب به مردم مىفرمايد : ألَكُمُ الذِّكَرُ وَ لَهُ الانثَى * تِلْكَ إذاً قِسْمَةٌ ضِيزَى ؛ « 1 » براى خودتان پسر و براى خدا دختر قائل مىشويد و مىگوييد : فرشتهها دختران خدا هستند ، اين يك تقسيم غير منصفانه است . كه از اين سخن و تعبير فهميده مىشود خدا قبول دارد پسر عزيزتر از دختر است . يا اين حكم قرآن را كه مىفرمايد : فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيينِ ، « 2 » سهم يك مرد در ارث مطابق سهم دو زن است .
و همچنين هنگامى كه در قرآن مىخوانيم ضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَّمْلُوكًا لَّا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ « 3 » ؛ و خداوند مثلى مىزند : بندهاى است كه هيچ كارى از او بر نمىآيد . كه از آن برداشت مىشود خداوند نظام بردگى را قبول دارد ؟
يا بايد اين مشكلات را بپذيريم يا بگوييم همه اينها متناسب و هماهنگ با فرهنگ آن روز گفته شده كه در آن روزگار ، جزء فرهنگ عمومى مردم بوده است و قرآن هم با زبان برخاسته از فهم ،
هامش
( 1 ) . سوره نجم ، آيه 21 - 22 .
( 2 ) . سوره نساء ، آيه 176 .
( 3 ) . سوره نحل ، آيه 75 .