ى
ا بعضى وجهى را ترجيح دادهاند و برخى ديگر وجه ديگر را ، يا بدون ترجيح احتمالات رانقل كرده و گذشتهاند .
5 . در قرآن از روش ديگرى هم استفاده شده است . و آن اين كه : آياتى در قرآن هست كه اشخاص مختلف در سطحهاى گوناگون از آن استفادههاى مختلف مىكنند ، مثلًا در مورد سوره توحيد و نيز پنج آيه اول سوره حديد از امام سجاد ( ع ) روايت شده كه خداوند مىدانست در روزگار بعد انسانهاى متعمق و ژرفانديشى مىآيند و لذا اين آيات را براى آنها نازل نمود . « 1 »
پس نمىتوان زبان قرآن را به طور كامل با يكى از زبانهاى معمولى كه پيش از اين شمرده شد مقايسه كرد . قرآن زبان مخصوص خود را دارد و بس . و در هر مورد با يكى از اين زبانهاى شمرده شده قابل تطبيق است . اگر گفته مىشود قرآن مجاز دارد يا كنايه دارد يا استعاره دارد به اين معنى نيست كه قرآن از اول تا آخر مجاز و كنايه و تشبيه است .
در اينجا لازم است توجه خواننده محترم را به يك نكته جلب كنم و آن اين كه اين بحث كه به نام « زبان قرآن » ناميده شده با آنچه در كتب فلسفه به عنوان « زبان دين » آمده است و مورد بحث و گفتگو و حتى نظريههاى گوناگون قرار گرفته است ، تفاوت فراوانى دارد ، هر
هامش
( 1 ) . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 3 ، ص 263 ، ح 21 .