كرده است ، آنها گفتهاند : قرآن در زمانى نازل شده كه از علوم و تجربيات و كشفيات و اختراعات خبرى نبوده و پيغمبر اسلام در ميان مردمى زندگى مىكرده كه عموماً امّى و بىسواد بودند حتى اشخاصى كه سواد خواندن و نوشتن داشتند در ميان آنان معدود بودند . در عصر جاهلى كه آداب و رسوم و افكار و عقايد مردم براساس خرافه و اوهام بود ؛ از معارف جز بتپرستى ؛ از علم و دانش و شناخت جهان جزء هيئت بطلميوسى ؛ از زندگى جز صحرانوردى ؛ از تجارت جز برده فروشى و دلالى و ربا ؛ از عيش و نوش و رفاه جز زن و شعر و شراب و اسب ؛ از مردانگى جز قتل و غارت ؛ از اخلاق جز تفرعن و فخر فروشى به يكديگر ، و باليدن به استخوانهاى پوسيده مردگان و آباء و اجداد ؛ از اخلاق اجتماعى جز ظلم و ستم و زورگويى و تعدى و تجاوز و از ارزشها جز زور بازو و شمشير ، چيزى نمىشناختند مخاطب قرآن اينها بودند و پيغمبر از ميان اينان برخاسته بود .
اگر مىبينيم در قرآن آيه : الرِّجالُ قَوامونَ عَلى النِّساء « 1 » آمده است و اين سخن را با اين عموميت و توسعه نمىشود پسنديد و پذيرفت و نيز اگر در آن مىخوانيم : فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ . « 2 » پذيرفتن اين سخن براى اكثر مردم سخت و سنگين
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 34 .
( 2 ) . سوره نساء ، آيه 34 .