زدن و سخن گفتن انسان وضع شده و آن ، از راه دهان است . دستگاه سخن گفتن شروع به كار مىكند و در هوا موج ايجاد مىشود و از راه گوش با فعل و انفعالات خاصى شنيده مىشود . « قول » در مرحله اول وضع شده براى اينگونه سخن گفتن ، به حرف زدن طوطى و مرغ مينا و گرامافون و ربات هم سخن گفتن گفته مىشود ، ولى سخن گفتن خداوند و ملائكه و زمين و آسمان با همه اينها فرق دارد پس « قول » را بايد در يك معنى شامل ، استعمال كنيم كه همه اينها را بگيرد .
همچنين در آيه : يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ « 1 » ، ما فى السموات و الارض ، شامل زمين و آسمان و باران و اشياء مادى و معنوى و نيز وجود خارجى و علمى و فكرى مىشود ، پس بايد تسبيح در معناى وسيعى استعمال شود تا همه اينها را در بر گيرد . درباره هر چيزى كه از جهان غيب با اين الفاظ معمول نقل مىشود ، چارهاى جز اين روش نيست .
به قول مرحوم شبسترى در گلشن راز :
چو محسوس آمد اين الفاظ مسموع * نخست از بهر محسوساند موضوع
معانى هرگزاندر حرف نايد * كه بحر قلزماندر ظرف نايد
توجيهى غلط
در اين جا مناسب است اشاره كنيم به اين مطلب كه برخى براى فرار از اشكال گفته شده ، توجيهى كردهاند كه اشكال را دوچندان
هامش
( 1 ) . سوره حشر ، آيه 24 .