تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
اين زبان‌ها در قرآن ديده مىشود ، اما هيچ كدام از اين زبان‌ها زبان قرآن نيست . در راستاى توضيح دقيق زبان قرآن و مقايسه آن با زبان‌هاى ياد شده به پاسخ برخى اشكال‌ها مىپردازيم . زبان قرآن ، زبان معمولى مردم عرب در عهد رسالت است . به اين معنا كه اگر در زبان عرفى عرب مجاز ، كنايه ، تشبيه و تمثيل راه مىيابد ، در قرآن نيز اين روش‌ها به كار گرفته مىشود اما قرآن همه مشخصات زبان عرفى را ندارد . در زبان عرفى دقت و عمق را نمىتوان يافت ، بلكه برعكس در آن مبالغه و مسامحه ، به وفور يافت مىگردد . باورها و دانستنىهاى عصر كاملًا مشاهده مىشود . اما در زبان قرآن چنين چيزهايى ديده نمىشود ، زيرا اگر زبان عام قرآن ، زبان عرفى باشد و در آن مسامحه و مبالغه ديده شود در آن صورت اعتماد به كلمات و سخنان آن سلب مىگردد و آن همه آيات نازل شده در زمينه تدبر و تفكر لغو خواهد بود . بنابراين اگر در قرآن از اين زبان زياد بهره گرفته شده ، اما مطالب متعددى در قرآن گفته شده است كه از قبيل مفاهيم عادى و زبان عرفى نيست ، بلكه مربوط به عالم ديگر و موجودات ديگر است و در القاى اين مفاهيم از الفاظى استفاده شده و با همين روش به كار گرفته شده‌اند ؛ مانند « قول » ( سخن گفتن ) كه در قرآن به خدا و ملائكه و آسمان و زمين نسبت داده شده و شكى نيست كه قول در زبان عربى براى حرف