هستند و حال آن كه چنين چيزى را در غيرخداوند سراغ نداريم .
يا وقتى كه به خداوند مىگوييم : « رب البيت » يا به كعبه مىگوييم : « بيت الله » و به حرم مىگوييم : « حرمالله » به آن مفهومى نيست كه به فلان كس مىگوييم صاحب خانه و به خانه مىگوييم خانه فلان كس .
برخى لغات مانند « ليتَ » و « لعل » كه به خداوند نسبت داده مىشود ، گفته شده است از معنى ترجّى و تمنّى تجريد شده است و همچنين چون گفته مىشود لَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ « 1 » ، با « لمّا يعلم زيد » فرق دارد .
اين مثالها كه گفته شد براى تقريب ذهن است و گرنه مطلب بالاتر از اينهاست .
زبان قرآن كدام است ؟
اكنون با توجه به آنچه در توصيف زبانها آمد به بحث اصلى خود برگرديم و ببينيم آيا زبان قرآن يكى از اين زبانهاست يا قرآن زبانى مخصوص به خود دارد ؟
حقيقت آن است كه قرآن زبان مخصوص به خود دارد و نمىتوان زبان قرآن را به طور كامل با يكى از زبانهاى ياد شده مقايسه كرد . درست است كه در هر قسمتى از قرآن نمودهايى از گرايشهاى عرفى ، ادبى ، علمى و رمزى يافت مىشود و اوصافى از
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيه 16 .