را در رتبه اول فصاحت دانستهاند . همچنين آيه : إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا « 1 » ، را در عالىترين درجه فصاحت شمردهاند . همينگونه است آيات : غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ « 2 » و أَوْ كَصَيِّبٍ مِّنَ السَّمَاء فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ . « 3 »
اعجاز بيانى آيات بىشمار ديگر ، در تفاسيرى كه به اين جهت قرآن متعرض شدهاند ، تذكر داده شده است .
همچنين در پارهاى از معانى غيبى با اين زبان سخن گفته شده و كلمات بلند در ظرف اين زبان ريخته شده است . در آيات مانند : وَجَاء رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ؛ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ ؛ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ ؛ الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى و ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ با توجه به جهات ادبى از راه مجاز در حذف يا مجاز در اسناد يا مجاز در كلمه ، مطلب قابل حل و فهم است .
البته بايد توجه داشت كه در قرآن از همه اسلوبهاى زبان ادبى استفاده نشده است ، مثلًا از پرداختن به تخيل كاملًا احتراز شده است ، مگر جهت زيبايى كلام . در شعر زير شاعر از تخيل استفاده كرده است :
هامش
( 1 ) . سوره مزمل ، آيه 6 .
( 2 ) . سوره مائده ، آيه 64 .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 19 .