تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در پرتو وحى (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
در تعريف زبان ادبى گفته شده است : « اديب كسى است كه معانى خوب و نيك را در قالب لفظ خوب و نيك بيان كند » . « 1 » لفظى زيباست كه معنى را دلنشين و جالب نشان مىدهد . سخن خوب گاهى منظوم است و گاهى منثور . نثر محدوديت وزن و قافيه را ندارد ، ولى نظم اين محدوديت را دارد . شعر ، كلامى است كه داراى جودت معانى و دقت تعبير و الفاظ نيك و متانت سبك و روش تخيل و تأثير نفس و تهييج احساس باشد ؛ البته اين اثر غالبى شعر است و گرنه بعضى اشعار به گونه‌اى است كه صدرالمتألهين درباره شعر لبيد گفته است : و طرب طرباً شوقياً لا حسياً حيث سمع قول لبيد :
ألا كلّ شىء ما خلا الله باطل * و كلّ نعيم لا محالة زائل « 2 »
اعراب جاهلى كه مىگفتند قرآن شعر است ، نظرشان به آن جنبه تخيلى شعر بوده است . قرآن از اول تا آخر با زبان ادبى نيز سخن گفته است ؛ لذا از قديم گفته‌اند : قرآن فصيح و بليغ است ؛ مجاز ، تشبيه ، استعاره ، كنايه و تمثيل دارد . از باب نمونه آيه : وَ قيلَ يا أرْضُ ابْلَعِى مآءَكِ وَيا سَمآءُ أقلِعِى وَ غِيضَ المَآءُ وَ قُضِىَ الأمرُ وَ استَوَتْ عَلَى الجُودِىِّ ، « 3 »
هامش
( 1 ) . جاحظ ، البيان والتبيين ، ج 1 ، ص 81 . ( 2 ) . صدرالمتألهين ، تفسير القرآن الكريم ، ج 7 ، ص 222 . ( 3 ) . سوره هود ، آيه 44 .