اطّلاع ندهد كه براى عمل كردن به وصيّت حاضر نيست ، بنابر احتياط واجب بايد وصيّت او را انجام دهد و همچنين اگر وصىّ پيش از مرگ هنگامى متوجّه شود كه بيمار به واسطهء شدّت بيمارى نتواند به ديگرى وصيّت كند ، احتياط واجب آن است كه وصيّت را قبول نمايد .
« مسألهء 3326 » اگر كسى كه وصيّت كرده بميرد ، وصىّ نمىتواند ديگرى را براى انجام كارهاى ميّت معيّن كند و خود از كار كناره گيرى نمايد ، ولى اگر بداند مقصود ميّت اين نبوده كه خود وصى آن كار را انجام دهد بلكه مقصود او فقط انجام كار بوده ، مىتواند ديگرى را از طرف خود وكيل نمايد .
« مسألهء 3327 » اگر كسى دو نفر را وصى كند ، چنانچه يكى از آن دو بميرد يا ديوانه يا كافر شود ، در صورتى كه هر دو مستقلّاً وصى نباشند ، حاكم شرع يك نفر ديگر را به جاى او معيّن مىكند و اگر هر دو بميرند يا ديوانه يا كافر شوند ، حاكم شرع دو نفر ديگر را معيّن مىكند ، ولى اگر يك نفر بتواند وصيّت را عملى كند ، معيّن كردن دو نفر لازم نيست .
« مسألهء 3328 » اگر وصىّ نتواند به تنهايى كارهاى ميّت را انجام دهد ، حاكم شرع براى كمك او يك نفر ديگر را معيّن مىكند .
« مسألهء 3329 » اگر مقدارى از مال ميّت در دست وصى تلف شود ، چنانچه در نگهدارى آن كوتاهى كرده و يا تعدّى نموده باشد - مثلًا ميّت وصيّت كرده باشد كه فلان مقدار به فقراى فلان شهر بده و او مال را به شهر ديگر برده و در راه از بين رفته باشد - ضامن است و اگر كوتاهى نكرده و تعدّى هم ننموده باشد ، ضامن نيست .
« مسألهء 3330 » هرگاه انسان كسى را وصىّ كند و بگويد كه : « اگر آن فرد از دنيا رفت ، فلانى وصى باشد » ، بعد از آن كه وصىّ اوّل مُرد ، وصىّ دوم بايد كارهاى ميّت را انجام دهد .
« مسألهء 3331 » واجبات مالى الهى ، مانند حجّى كه بر ميّت واجب است و بدهكارى و حقوقى كه مثل خمس و زكات و مظالم ، ادا كردن آنها واجب مىباشد و همچنين بدهىها و حقوق مردم را ، بايد از اصل مال ميّت بدهند ، اگرچه ميّت براى آنها وصيّت نكرده باشد .
« مسألهء 3332 » اگر مال ميّت از بدهى و حجّ واجب و حقوقى كه مثل خمس و
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 634
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٦٣٤