« مسألهء 2823 » اگر يك نفر از طرف مرد و زن در خواندن صيغهء عقد موقّت وكيل شود ، چنانچه مثلًا اسم مرد « احمد » و اسم زن « فاطمه » باشد و وكيل بگويد : « مَتَّعْتُ مُوكِّلى أَحْمَدَ مُوكِّلَتى فاطِمَةَ فِى الْمُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ » يعنى : « موكّل خود فاطمه را در مدّتى كه معلوم شده به زوجيّت موكّل خودم احمد در آوردم به مهرى كه معيّن شده است » و بلافاصله بگويد : « قَبِلْتُ هكَذا » يعنى : « به همين گونه قبول كردم » عقد صحيح مىباشد و مىتواند به جاى « مَتَّعْتُ » ، « زَوَّجْتُ » بگويد .
شرايط عقد
« مسألهء 2824 » عقد ازدواج چند شرط دارد :
اوّل : بنابر احتياط مستحب به عربى خوانده شود و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند ، به هر لفظى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم نيست كه وكيل بگيرند ؛ ولى بايد لفظى بگويند كه معناى « زَوَّجْتُ » و « قَبِلْتُ » را بفهماند .
دوم : مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مىخوانند ، قصد انشا - يعنى ايجاد پيوند زناشويى - داشته باشند ؛ مثلًا اگر خود مرد و زن صيغه را مىخوانند ، قصد زن از گفتن :
« زَوَّجْتُكَ نَفْسى » اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و قصد مرد از گفتن : « قَبِلْتُ التَّزْويجَ » اين باشد كه زن بودن او را براى خود قبول نمايد و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مىخوانند ، قصد آنها با گفتن : « زَوَّجْتُ » و « قَبِلْتُ » اين باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكيل كردهاند ، زن و شوهر شوند .
سوم : كسى كه صيغه را مىخواند ، بالغ و عاقل باشد ؛ ولى اگر به وكالت از ديگرى مىخواند ، بالغ بودن او لازم نيست .
چهارم : اگر صيغهء عقد را وكيل زن و شوهر يا ولىّ آنها مىخوانند ، بايد زن و شوهر را با نام بردن يا با اشاره و مانند آن معلوم كنند ؛ پس كسى كه چند دختر دارد ، اگر به مردى بگويد : « زَوَّجْتُكَ إحْدى بَناتى » يعنى : « يكى از دخترانم را زن تو نمودم » و او بگويد :
« قَبِلْتُ » يعنى : « قبول كردم » ، چون در هنگام عقد ، دختر را معيّن نكردهاند ، عقد باطل است .