تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
پنجم : زن و مرد به ازدواج راضى باشند ، ولى اگر ظاهراً با كراهت اذن دهند و معلوم باشد قلباً راضى هستند ، عقد صحيح است . ششم : توالى عرفى بين ايجاب و قبول وجود داشته باشد ، يعنى عرفاً بين ايجاب و قبول فاصله زيادى نشود . « مسألهء 2825 » اگر در عقد ، يك حرف غلط خوانده شود كه معنا را عوض كند ، عقد باطل است . « مسألهء 2826 » كسى كه دستور زبان عربى را نمىداند ، اگر قرائت او صحيح باشد و معناى هر كلمه از عقد را جداگانه بداند و از هر لفظى معناى آن را قصد نمايد و قصد انشا نمايد ، مىتواند عقد را بخواند . « مسألهء 2827 » اگر زنى را براى مردى بدون اذن آنان عقد كنند و بعد زن و مرد بگويند : « به آن عقد راضى هستيم » ، عقد صحيح است . « مسألهء 2828 » اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند : « به آن عقد راضى هستيم » ، عقد صحيح است ، مگر اين كه زن و شوهر خود عقد را خوانده باشند و اجبار به حدّى باشد كه اصلًا قصد ازدواج نكرده باشند . « مسألهء 2829 » پدر و جدّ پدرى مىتوانند براى فرزند نابالغ يا ديوانهء خود كه در حال ديوانگى بالغ شده است - در صورتى كه به مصلحت بچّه يا ديوانه باشد - همسر اختيار كنند و بعد از آن كه طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد ، اگر ازدواجى كه براى او صورت داده‌اند به مصلحت او بوده ، نمىتواند آن را به هم بزند و اگر به مصلحت او نبوده ، مىتواند آن را به هم بزند . « مسألهء 2830 » اگر دختر باكره‌اى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است - يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد - بتواند زندگانى خود را به نحو مستقل اداره كند و قدرت تصميم‌گيرى صحيح در امور زندگى خود را داشته باشد و بيم آن كه فريب بخورد در ميان نباشد ، چنانچه بخواهد ازدواج كند ، احتياجى به اجازهء پدر يا جدّ پدرى خود