ندارد و در غير اين صورت ، بنابر احتياط واجب بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد و اجازهء مادر و يا برادر لازم نيست . همچنين بنابر احتياط واجب دخترى كه باكره نيست نيز همين حكم را دارد .
« مسألهء 2831 » دخترى كه براى ازدواج ، بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد ، چنانچه بدون اجازه گرفتن از آنان با مردى ازدواج كند و پس از ازدواج ، پدر يا جدّ پدرى اجازه دهند ، ازدواج وى صحيح است و گرنه بنابر احتياط واجب بايد با طلاق از آن مرد جدا شود .
« مسألهء 2832 » اگر دخترى در اثر حادثهاى مثل افتادن ، بكارت خود را از دست بدهد و يا اين كه به جهت انجام عمل حرامى مثل زنا ، بكارت وى از بين برود و يا بدون اين كه از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد ، با مردى ازدواج كند و در اثر آميزش با وى بكارتش را از دست بدهد ، از جهت وجوب اجازه گرفتن براى ازدواج ، در حكم باكره است .
« مسألهء 2833 » اگر دختر مسلمان باشد ، ولى پدر و جدّ پدرى او مسلمان نباشند ، لازم نيست از آنان اجازه بگيرد .
« مسألهء 2834 » اگر پدر و جدّ پدرى غايب باشند به گونهاى كه نشود از آنان اجازه گرفت و دختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد ، لازم نيست از پدر و جدّ پدرى اجازه بگيرند .
« مسألهء 2835 » در مسألهء وجوب يا عدم وجوب اجازه گرفتن از پدر يا جدّ پدرى براى ازدواج دختر ، فرقى بين ازدواج موقّت يا دائم نيست . همچنين فرقى نمىكند كه در ازدواج موقّت شرط كنند كه آميزش صورت نگيرد يا چنين شرطى نكنند .
« مسألهء 2836 » اگر پدر يا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرند ، بايد خرج زن را از مال پسر - در صورتى كه زن ناشزه نباشد - بدهند و اگر پسر مالى نداشته باشد ، مديون نفقهء زن مىماند .
« مسألهء 2837 » اگر پدر يا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرند ، چنانچه
رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 536
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٣٦