تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله توضيح المسائل (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
چند روز ، روزه بگيرد . پنجم : آن كه در ماه رمضان با شك در اين كه صبح شده و بدون اين كه تحقيق كند ، عملى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است و تفاوتى ندارد كه مىتوانسته تحقيق كند يا نه و نيز اگر بعد از تحقيق اطمينان پيدا نكند كه شب باقى است و صبح نشده و عملى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده ، قضاى آن روزه بر او واجب است ؛ اما اگر بعد از تحقيق و مراعات فجر اطمينان يابد كه صبح نشده و عملى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده ، قضا واجب نمىشود . ششم : آن كه كسى بگويد : « صبح نشده » و انسان با اعتماد به گفتهء او عملى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است . هفتم : آن كه كسى بگويد صبح شده و انسان به گفتهء او يقين نكند يا گمان كند شوخى مىكند و عملى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده است . هشتم : آن كه نابينا و مانند او كه نمىتواند در مورد وقت تحقيق كند ، با اعتماد به گفتهء كسى كه مىگويد مغرب شده ، افطار كند و بعد معلوم شود مغرب نبوده است . نهم : آن كه در هواى صاف به واسطهء تاريكى يقين كند كه مغرب شده و افطار كند و بعد معلوم شود مغرب نبوده است ، ولى اگر به علّت وجود مانعى ، مانند ابرى بودن هوا يا وجود گرد و غبار به گمان اين كه مغرب شده افطار كند و بعد معلوم شود مغرب نبوده ، قضا لازم نيست . دهم : آن كه براى خنك شدن يا بىجهت مضمضه كند ( يعنى آب در دهان بگرداند ) و آب بىاختيار فرو رود ؛ ولى اگر فراموش كند كه روزه است و آب را فرو دهد يا براى وضويى كه براى نماز واجب مىگيرد ، مضمضه كند و بىاختيار آب فرو رود ، قضا بر او واجب نيست . « مسألهء 1772 » اگر غير از آب چيز ديگرى را در دهان ببرد و بى اختيار فرو رود يا آب داخل بينى كند و بىاختيار فرو رود ، قضا بر او واجب نيست .