مسجد جامع : مسجد بزرگى كه اقشار مختلف مردم از نواحى گوناگون بلد براى نماز در آن شركت مىكنند .
مسجد الحرام : مسجدى كه خانهء كعبه در آن قرار دارد و مهمترين مسجد جهان اسلام است .
مسجد شجره : مسجدى كه در ميقات ذوالحليفه در نزديكى مدينهء منوّره و در سر راه مدينه به مكه قرار دارد .
مسجد النّبى صلى الله عليه و آله : مسجدى كه توسط نبى گرامى اسلام صلى الله عليه و آله در شهر مدينه ساخته شد و هم اكنون اين مسجد ، قبر شريف آن حضرت را در بر گرفته است .
مُسكر : مست كننده .
مسلوس : كسى كه قادر به كنترل بول ( ادرار ) خود نيست .
مشاع : شايع و منتشر ؛ ملك و مال مشاع :
چيزى كه ملكيت آن متعلّق به بيش از يك نفر است و سهم هر يك از آنها در اجزاى آن چيز پراكنده است و معيّن و جدا نشده و بنا بر اين هر جزء آن چيز متعلّق به تمام مالكان است .
مشاهد مشرّفه : قبور و حرمهاى مطهّر حضرات معصومين عليهم السلام و گاهى بر حرمهاى ديگر نيز اطلاق مىشود .
مشرك : كسى كه براى خداوند متعال شريك قرار دهد .
مشروط : چيزى كه متوقّف بر شرطى باشد ، مثل صحّت نماز كه متوقّف و مشروط بر طهارت است .
مشروعيت : شرعى بودن چيزى ، جايز بودن چيزى از نظر شارع .
مشعر ، مشعر الحرام ، مزدلفه : بيابانى است در شرق شهر مكّه كه از يك سو متصل است به عرفات و از سوى ديگر به منى . يكى از اعمال حج ، وقوف در مشعر الحرام است .
مشكل است محلّ اشكال است .
مصالحه : صلح .
مصداق : چيزى كه عنوانى بر آن منطبق باشد ، مصداق آن عنوان ناميده مىشود ، مثلًا آبى كه در يك ظرف وجود دارد ، مصداق عنوان « آب » است .
مصدود : كسى كه پس از مُحرِم شدن ، دشمن و مانند آن مانع انجام دادن حج يا عمرهء او شود و نتواند حج يا عمره را به پايان برساند .
مصلحت عامّه : صلاح و منفعت عموم مردم .
مضطر : كسى كه در حال اضطرار واقع شده است ( اضطرار ) .
مطاف : مكان طواف به دور خانهء كعبه .
مطلق ، مطلقاً : بدون قيد .
مظالم ، مظالم عباد : ديونى كه بر ذمّه و عهدهء اشخاص باشد و صاحبان آنها معلوم نباشد .
مظنون الأعلميه : مجتهدى كه گمان مىرود اعلم از مجتهدين ديگر باشد .
معاد : روز قيامت ، روز بازگشت انسانها براى حسابرسى به اعمال آنها .
معاملات : معاملات در يك اصطلاح در
استفتائات (فارسى) — صفحة 607
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٦٠٧