محاكم صالحه : محكمهها و دادگاه هايى كه صلاحيت شرعى براى رسيدگى به دعاوى را دارند .
محتلم : كسى كه در خواب از او منى خارج شود .
محتمل الأعلمية : مجتهدى كه احتمال اعلم بودن او نسبت به مجتهدان ديگر وجود دارد .
محجور : كسى كه به دليل عدم بلوغ يا سفاهت و يا ورشكستگى و مانند آنها از طرف شارع از تصرّف در اموالش منع شده است .
محذور : مانع ، آنچه از آن پرهيز شده است .
مَحرَم : به همسر و همچنين به تمام كسانى كه ازدواج با آنها به واسطهء رابطهء نسبى يا سببى يا رضاعى ، حرام ابدى باشد ، گفته مىشود .
مُحرِم : كسى كه براى حج يا عمره احرام بسته باشد .
مُحَرَّمات احرام : كارهايى كه در حال احرام حج يا عمره ، حرام است ، مثل نگاه كردن در آينه .
مُحَرَّمات اعتكاف : كارهايى كه در حال اعتكاف ، بر فرد اعتكاف كننده حرام است ، مانند جماع با همسر .
مُحَرَّمات حج مُحَرَّمات احرام .
محصور : كسى كه پس از مُحرم شدن ، به علّت بيمارى و مانند آن ( مثلًا شكستگى اعضاى بدن يا مجروح شدن ) نتواند حج يا عمره را به پايان برساند .
محكوم به . . . است : حكم . . . را دارد .
محلّ اشكال است ، محلّ تأمّل است ، مشكل است ، خالى از اشكال نيست : بيان تأمّل و ترديد در فتوا از طرف مجتهد است كه نتيجهء آن احتياط وجوبى در عدم صحّت و عدم كفايت عملى است كه با اين عبارات بيان شده است ( مقلّد مىتواند در اين مسأله به مجتهد ديگر رجوع كند ) .
محلّ تأمّل است محلّ اشكال است .
محلّ عدول در نماز : محلّ بازگشت از يك نيّت به نيّت ديگر در نماز ، مثلا عدول از نماز اداى چهارركعتى به نماز قضاى چهارركعتى در هر جاى نماز امكان دارد ؛ ولى عدول نمودن از نماز اداى چهارركعتى به نماز قضاى سه ركعتى پس از ركوع ركعت چهارم صحيح نيست ؛ زيرا از محلّ عدول گذشته است .
مخارج حروف : محلّ خروج و ايجاد حروف الفبا و ظاهر شدن آنها ، به طورى كه از حروف ديگر متمايز باشند ، مثل حروف حلقى كه محلّ ايجاد شدن آنها حلق است .
مختار : داراى اختيار .
مخرج بول و غائط : محلّ خروج ادرار و مدفوع .
مخل : چيزى كه اخلال و اشكال ايجاد مىكند .
مخمّس : تخميس شده ، مالى كه خمس آن داده شده است .
مخيّر است : داراى اختيار است و مىتواند به
استفتائات (فارسى) — صفحة 604
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٦٠٤