تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات (فارسى) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨
مقابل عبادات به كار برده مىشود كه به مسائلِ غير از طهارت ، نماز ، روزه ، زكات ، خمس و حج گفته مىشود . معاملهء فضولى : معامله‌اى كه بدون اجازهء كسى كه صاحب اختيار در معامله است ، انجام شده و براى صحّت آن ، اجازهء صاحب اختيار لازم است . معاملهء كلّى : در معامله‌اى كه مبيع ( جنس فروخته شده ) يا ثمن ( قيمت و پول جنس فروخته شده ) يا هر دوى آنها عين مشخص خارجى ( مثل همان كيسه برنجى كه در مقابل ما قرار دارد يا همان پولى كه در دست مشترى است ) نباشد ، بلكه به عهده و ذمّه گرفته شود ( مثل اين كه فروشنده تعهّد كند كه يك كيسه برنج بدهد و يا اين كه خريدار متعهّد شود كه پول آن را پرداخت كند ) ، معامله نسبت به هر يك از آنها ( مبيع يا ثمن و يا هر دو آنها ) كه به ذمّه و عهده گرفته شده ، معاملهء كلّى محسوب مىشود . معتكف : اعتكاف كننده ( اعتكاف ) . معدن : چيزهاى باارزشى كه به طور طبيعى در زير يا روى زمين وجود دارد ، مثل آهن ، مس ، گچ ، نمك ، نفت و . . . معذور : كسى كه عذر شرعى دارد ( عذر شرعى ) . معركهء جنگ : ميدان جنگ ، محلّ نبرد و زد و خورد در جنگ . مُعسِر : نيازمند ، تنگدست ، كسى كه قدرت پرداخت دَين خود را ندارد . معسور : سخت و دشوار ، مخالف ميسور . معلوم بالاجمال : چيزى كه از يك جهت معلوم و از جهت ديگر مجهول است ، مثل ظرفى كه نجاستش معلوم و يقينى است ، ولى بين دو ظرف مشتبه شده است و معلوم نيست كه كدام يك از دو ظرف ، همان ظرف نجس است . مفتوح به عنوه : سرزمين و مكانى كه با قهر و غلبه فتح شده باشد . مفطرات : چيزهايى كه روزه را باطل مىكند ، مثل خوردن ، آشاميدن و جماع . مقام ابراهيم عليه السلام : سنگى كه حضرت ابراهيم عليه السلام براى ساختن خانهء كعبه و يا براى اعلام و دعوت مردم براى حج بر روى آن ايستاده و اثر قدمهاى آن حضرت بر آن مشهوداست و اكنون در حدود 5 / 13 مترى خانه كعبه در داخل محفظه‌اى قرار داد . مقدار متيقّن قدر متيقّن . مقدّمهء علميه : انجام كارى به عنوان مقدمه تا انسان يقين كند كه وظيفهء شرعى خود را انجام داده است ، مثل شستن مقدارى بالاتر از آرنج در وضو تا يقين كند كه از آرنج تا سرانگشتان را شسته است . مقصّر : كسى كه براى عمل اشتباهى كه انجام داده ، عذرى ندارد ، مثل كسى كه بر اثر ندانستن حكم شرعى ، بر خلاف حكم شرع عملى را انجام داده باشد و براى ندانستن حكم ، عذرى نداشته باشد و در ياد گرفتن آن كوتاهى كرده
استفتائات (فارسى) — صفحة 608 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي