مورد ابتلا : چيزى كه مكلّف با آن سر و كار پيدا كند و به آن مبتلا شود .
موضع سجده : مكانى كه پيشانى به هنگام سجده بر آن قرار مىگيرد .
مواقيت : جمع ميقات ( ميقات ) .
موالات : پى در پى و پشت سر هم انجام دادن اجزاى يك كار ، مثل موالات در وضو و نماز .
مورِّث : ارث گذارنده ، كسى كه ميراث از خود باقى گذارد .
مورد شبهه : چيزى كه انسان نسبت به آن دچار شبهه و ترديد شود .
موزون : چيزى كه براى اندازهگيرى كردن ، آن را وزن مىكنند ، مثل پنبه .
موصى : وصيت كننده .
موضوع : چيزى كه حكم براى آن تشريع مىشود ، مثل به جا آوردن نماز كه حكم وجوب دارد و خوردن شراب كه حكم حرمت دارد .
موقوفٌ عليهم : كسانى كه چيزى براى آنها وقف شده و منافع وقف به آنها تعلّق دارد .
موقوفات عامّه : موقوفاتى كه براى فرد يا افراد معيّن و مشخصى ( مانند فرزندان انسان ) وقف نشدهاند ، مثل وقف بر مسلمانان يا وقف بر فقراء .
ميته : مردار .
مُيسّر : آسان ، آماده و فراهم .
ميسور : سهل و آسان ، مخالف معسور .
ميقات : مكانى كه براى احرام بستن در حج و عمره تعيين شده است .
ناسى : فراموش كننده .
ناصبى : كسى كه با اهل بيت عليهم السلام دشمنى و عداوت بورزد .
نافذ : چيزى كه داراى نفوذ و اثر است و ترتيب اثر بر آن منوط به چيز ديگرى نيست ، مانند عقد نافذ كه آثار صحّت بر آن مترتّب است و موقوف به چيز ديگرى نيست .
نافله : زياده ( زيادتى بر واجب ) ، نماز مستحبّى .
نافلهء ظهر : نماز مستحبّى كه قبل از نماز ظهر خوانده مىشود و هشت ركعت است ( چهار نماز دوركعتى به نيّت نافلهء ظهر ) .
نامَحرَم : كسى كه محرم نباشد ( مَحرَم ) .
نايب : جانشين و قائم مقام ، كسى كه كارى را به نيابت از ديگرى انجام مىدهد ، مانند كسى كه به نيابت از ديگرى عمل حج را به جا مىآورد .
نبش قبر : شكافتن قبر به طورى كه جسد ميّت ظاهر شود .
نجاست ، نجس : پليدى و كثافت . چيزى كه شرع آن را پليد بشمارد و بودن آن در بدن و لباس ، مانع نماز گردد ، مانند بول ، غائط ، خون و مردار .
نذر : ملتزم شدن به انجام دادن و يا ترك كارى براى خداوند كه با خواندن صيغهء نذر محقّق مىشود ، مثل اين كه بگويد : « للَّه علَىَّ أن
استفتائات (فارسى) — صفحة 610
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٦١٠