تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات (فارسى) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
باشد . مقطوع العضو : كسى كه عضوى از بدنش ، مثل دست يا پا قطع شده باشد . مقلِّد : تقليد كننده ، كسى كه در احكام شرعى از مجتهد جامع الشرائط تقليد مىكند . مقيَّد : چيزى كه داراى قيد است و در مقابل آن مطلق قرار دارد ، مثلًا « بنده » چون قيدى ندارد به آن مطلق گفته مىشود ولى اگر قيد « مؤمن » به آن اضافه شود ( بندهء مؤمن ) ، به آن مقيّد مىگويند . مكروه : كارى كه كراهت دارد ( كراهت ) . مكلّف : كسى كه ملزم به انجام دادن تكاليف و وظايف شرعى است . مكلّفٌ به : چيزى كه مكلّف ، به آن تكليف شده است ، مثل نماز و روزه . مكيل : چيزى كه با كيل ( پيمانه ) اندازه‌گيرى مىشود ، مثل آب و بنزين . ملاعبه : با يكديگر بازى و شوخى كردن . ملحق : چيزى كه از نظر موضوع غير از چيز ديگر است ، ولى حكمش با آن چيز يكى است ، ملحق به آن محسوب مىشود ، مثل قطعهء جدا شده از بدن انسان زنده كه احتياطاً حكمش همان حكم قطعهء جدا شده از بدن مرده است . مماثل : مثل هم ؛ زن مماثل زن و مرد مماثل مرد است . ممتنِع : امتناع و خوددارى كننده . مميّز : بچّه‌اى كه بالغ نشده ، ولى خوبى و بدى را تشخيص مىدهد . براى مميّز شدن سنّ خاصّى تعيين نشده است و به سبب اختلاف افراد ، سنّ تمييز هم فرق مىكند . منافى : چيزى كه با چيزى ديگر ناسازگار است و در آن اخلال ايجاد مىكند ، مثل پشت كردن به قبله در بين نماز كه منافى با نماز است . منذور : چيزى كه نذر كننده آن را نذر كرده است ، مثل خواندن نماز يا دادن صدقه . منفرد : كسى كه نماز فرادى مىخواند ( نماز فرادى ) . منفعت محلّله : نفعى كه از نظر شرعى حلال محسوب شود . منوبٌ عنه : كسى كه ديگرى به نيابت از او كارى را انجام مىدهد ، مثل كسى كه به نيابت از او حج به جا آورده مىشود . مَنى : آبى كه هنگام شدت گرفتن شهوت خارج مىشود و خروج آن باعث جنابت مىگردد . مِنى : سرزمينى كه بين وادى محسّر و جمرهء عقبه قرار دارد و جمرات سه گانه در آن واقع شده و در روز عيد قربان حاجىها از مشعر الحرام وارد آن جا مىشوند تا اعمال مِنى را به جا آورند . مواضع سجده : هفت موضع از بدن كه به هنگام سجده بر روى زمين قرار مىگيرد ( مساجد سبعه ) . موارد شبهه : جمع « مورد شبهه » ( مورد شبهه ) .
استفتائات (فارسى) — صفحة 609 | السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي