مقلّد بايد بر طبق آن عمل نمايد .
قيّم : كسى كه براى حفظ مال و مصالح فرد محجور ( ممنوع از تصرّف ) متصدّى و سرپرست او شده است .
كافر : كسى كه مسلمان نيست ؛ يعنى خدا يا توحيد و يا نبوّت حضرت محمّد صلى الله عليه و آله را قبول ندارد .
كاهش ارزش پول : كم شدن قدرت خريد پول ( قدرت خريد پول ) .
كبير : بزرگ ، كسى كه به بلوغ شرعى رسيده است .
كتاب : قرآن كريم .
كتابى : كسى كه از اهل كتاب باشد ( اهل كتاب ) .
كتب اربعه : به چهار كتاب اصلى حديثى شيعه گفته مىشود كه نام آنها چنين است :
« كافى » ، « من لا يحضره الفقيه » ، « تهذيب الاحكام » و « استبصار » .
كثير السفر دائم السفر .
كراهت : يكى از احكام پنجگانهء تكليفى است و آن عبارت است از رجحان داشتن ترك كارى كه انجام دادن آن جايز است و عقاب ندارد .
كشف خلاف : آشكار شدن چيزى بر خلاف آنچه كه قبلًا تصوّر مىشد ، مثل اين كه تصوّر كند وضو براى او ضرر داشته و تيمّم كند و بعد بفهمد كه وضو ضرر نداشته است .
كفّارات : جمع كفّاره ( كفّاره ) .
كفّاره : انجام دادن عملى مثل آزاد كردن بنده ، اطعام فقرا ، روزه و ذبح حيوان كه از طرف شارع تعيين شده و مكلّف به خاطر جبران نمودن بعضى از اعمالى كه نبايد انجام مىداد و يا جبران نمودن ترك بعضى از اعمال كه بايد انجام مىداد ، آن را به جا مىآورد .
كفّارهء افطار عذرى [ در روزهء رمضان ] : كفّاره كسى كه ماه رمضان را به دليل مريضى روزه نگرفته و مريضى او تا ماه رمضان بعد ادامه پيدا كرده است . بر چنين شخصى ديگر قضاى روزه واجب نيست ؛ بلكه به عوض روزهء هر روز ، يك مدّ طعام بايد بپردازد .
كفّارهء افطار عمدى [ در روزهء رمضان ] : آزاد كردن يك بنده يا گرفتن شصت روز روزه و يا طعام دادن به شصت فقير .
كفّارهء تخلّف از نذر : همان كفّاره قسم است ، مگر اين كه به هنگام نذر كردن ، براى تخلّف از نذر ، براى خود جريمهء ديگرى تعيين كرده باشد كه در اين صورت ، هنگام تخلّف از نذر ، همان جريمه را بايد به جا آورد .
كفّارهء جمع : به « آزاد كردن يك بنده و گرفتن دو ماه روزه و طعام دان به شصت فقير » بر روى هم كفّارهء جمع گفته مىشود .
كفّارهء قسم : سير كردن يا پوشاندن ده فقير يا آزاد كردن يك بنده و چنانچه توان انجام دادن هيچ كدام را نداشته باشد ، بايد سه روز روزه بگيرد .
استفتائات (فارسى) — صفحة 601
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٦٠١