كَفْن : كَفَن كردن ميّت مسلمان .
كَفَن : سه قطعه پارچه ( پيراهن ، لنگ و سرتاسرى ) كه ميّت مسلمان را پس از غسل دادن و حنوط كردن به نحو خاصّى با آنها مىپوشانند .
گمان ظن .
گناه صغيره : گناه غير كبيره ( گناه كبيره ) .
گناه كبيره : گناهى كه در قرآن كريم يا احاديث معتبر آن را كبيره شمرده باشند يا براى آن وعدهء عذاب داده باشند و يا نزد متشرّعين گناه بزرگى محسوب شود .
لباسِ احرام : لباسى كه پوشيدن آن به هنگام مُحرم شدن ، براى مردان واجب است و داراى دو جزء است . يكى لنگ كه به كمر بسته مىشود و ديگرى ردا كه به دوش انداخته مىشود .
لغو : بيهوده ، بى فايده .
لُقَطه : مالى پيدا شدهاى كه از غير حرز به دست آمده و صاحب آن معلوم نيست .
ليالى مقمره : شبهاى مهتابى .
ما ترك تَرَكه .
ما فى الذمّه : آنچه كه واقعاً بر عهدهء مكلّف است ، مثلًا مكلّف از خواب بيدار مىشود و نمىداند كه آفتاب طلوع كرده يا نه و نماز صبح را به نيّت ما فى الذمّه مىخواند ، يعنى اگر آفتاب طلوع نكرده ، نماز ادا باشد و اگر طلوع كرده ، نماز قضا باشد .
مال : چيزى كه در نزد عقلا داراى ارزش است و به ملكيت در مىآيد .
مال زكوى اعيان زكوى .
ماليات ، ماليات حكومتى : خراج ، پول هايى كه حكومت به جهت تأمين مخارج از مردم مىگيرد .
ماليت : ارزش ( مال ) .
ماههاى حج : ماههاى شوال ، ذى القعده و ذى الحجّه .
مأثور : آن چه كه از طرف معصومين عليهم السلام وارد شده است ، مثل ادعيهاى كه از طرف ايشان به ما رسيده است .
مأذون : كسى كه داراى اذن و اجازه است .
مأموم : كسى كه در نماز ، به امام جماعت اقتدا مىكند .
مؤونه : مخارج و هزينه .
مباح : جايز ، حلال ، مشروع .
مبرئ ذمّه : برىء كنندهء ذمّه ، كارى كه تكليف را از عهدهء مكلّف برمىدارد .
مبطل : باطل كننده ، مثل پشت كردن به قبله در بين نماز كه باطل كنندهء نماز است ( باطل ) .
مبطون : كسى كه نمىتواند باد يا غائط خود را كنترل نمايد و بدون اختيار از مخرج غائط او خارج مىشود .
متابعت : پيروى ، تبعيت .
متجاهر به فسق : كسى كه كار حرام را به صورت علنى و آشكار مرتكب مىشود .
استفتائات (فارسى) — صفحة 602
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٦٠٢