تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات (فارسى) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
كَفْن : كَفَن كردن ميّت مسلمان . كَفَن : سه قطعه پارچه ( پيراهن ، لنگ و سرتاسرى ) كه ميّت مسلمان را پس از غسل دادن و حنوط كردن به نحو خاصّى با آنها مىپوشانند . گمان ظن . گناه صغيره : گناه غير كبيره ( گناه كبيره ) . گناه كبيره : گناهى كه در قرآن كريم يا احاديث معتبر آن را كبيره شمرده باشند يا براى آن وعدهء عذاب داده باشند و يا نزد متشرّعين گناه بزرگى محسوب شود . لباسِ احرام : لباسى كه پوشيدن آن به هنگام مُحرم شدن ، براى مردان واجب است و داراى دو جزء است . يكى لنگ كه به كمر بسته مىشود و ديگرى ردا كه به دوش انداخته مىشود . لغو : بيهوده ، بى فايده . لُقَطه : مالى پيدا شده‌اى كه از غير حرز به دست آمده و صاحب آن معلوم نيست . ليالى مقمره : شب‌هاى مهتابى . ما ترك تَرَكه . ما فى الذمّه : آنچه كه واقعاً بر عهدهء مكلّف است ، مثلًا مكلّف از خواب بيدار مىشود و نمىداند كه آفتاب طلوع كرده يا نه و نماز صبح را به نيّت ما فى الذمّه مىخواند ، يعنى اگر آفتاب طلوع نكرده ، نماز ادا باشد و اگر طلوع كرده ، نماز قضا باشد . مال : چيزى كه در نزد عقلا داراى ارزش است و به ملكيت در مىآيد . مال زكوى اعيان زكوى . ماليات ، ماليات حكومتى : خراج ، پول هايى كه حكومت به جهت تأمين مخارج از مردم مىگيرد . ماليت : ارزش ( مال ) . ماه‌هاى حج : ماه‌هاى شوال ، ذى القعده و ذى الحجّه . مأثور : آن چه كه از طرف معصومين عليهم السلام وارد شده است ، مثل ادعيه‌اى كه از طرف ايشان به ما رسيده است . مأذون : كسى كه داراى اذن و اجازه است . مأموم : كسى كه در نماز ، به امام جماعت اقتدا مىكند . مؤونه : مخارج و هزينه . مباح : جايز ، حلال ، مشروع . مبرئ ذمّه : برىء كنندهء ذمّه ، كارى كه تكليف را از عهدهء مكلّف برمىدارد . مبطل : باطل كننده ، مثل پشت كردن به قبله در بين نماز كه باطل كنندهء نماز است ( باطل ) . مبطون : كسى كه نمىتواند باد يا غائط خود را كنترل نمايد و بدون اختيار از مخرج غائط او خارج مىشود . متابعت : پيروى ، تبعيت . متجاهر به فسق : كسى كه كار حرام را به صورت علنى و آشكار مرتكب مىشود .