تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتائات (فارسى) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨
اسماء الهى : اسامى خداوند متعال ، مثل اللَّه ، رحمان ، رحيم و . . . . اسماء حُسنى : نام‌هاى نيكو ؛ عنوانى براى نام‌هاى خداوند تعالى است ، مانند اللَّه ، جبار ، خالق ، رحمان و . . . . اسماء مباركه اسامى مباركه . اسماء متبركه اسامى مباركه . اشخاص حقوقى : جمع شخص حقوقى ( شخصى حقوقى ) . اشخاص حقيقى : جمع شخص حقيقى ( شخصى حقيقى ) . اشكال دارد : جايز نيست ( در حكم تكليفى ) ؛ صحيح نيست ( در حكم وضعى ) . اصالة الصحّه : اصلى كه بر طبق آن بر صحّت افعالى كه از مكلّفين صادر شده است ، حكم مىشود ، مثل اين كه كسى عقد ازدواج را خوانده و بعد شك حاصل مىشود كه صحيح خوانده است يا نه كه در اين صورت بر طبق اصالة الصحّه ، حكم به صحّت عقد مىشود . اصل تَرَكه : تمام اموالى كه از ميّت باقى مانده ، قبل از آن كه به عنوان ديون ميّت و يا وصيت ميّت در آن تصرّفى شود و يا بين ورثه تقسيم گردد . اصول دين : اعتقاداتى كه پايه و اساس دين محسوب مىشوند ، مثل توحيد ، نبوّت و . . . . اضطرار : حالتى كه فرد با قرار گرفتن در آن ، ناچار به انجام دادن يا ترك كردن كارى مىشود . اطراف شبهه : مواردى كه مورد تكليف در بين آنها قرار دارد ، مثل اين كه يك ظرف نجس با دو ظرف پاك مخلوط شده و معلوم نباشد كه كدام يك نجس و كدام يك پاك است . در اين حالت هر سه ظرف كه احتمال نجس بودن در آنها مىرود ، اطراف شبهه ناميده مىشوند . اطمينان : آرامش و سكون ؛ در اصطلاح عبارت است از گمانى كه حدّ آن بالا و نزديك به علم باشد و به دليل اين كه نفس در اين حالت ، سكون و آرامش پيدا مىكند ، به آن ، اطمينان گفته مىشود . اظهر : ظاهرتر ، روشن‌تر ؛ حكم شرعى كه كلمهء « اظهر » در مورد آن به كار برده شده ، فتواست و مقلّد بايد بر طبق آن عمل كند . اعاده : تكرار كردن عملى كه شخص قبلًا آن را انجام داده است ؛ ولى گاهى فقط به معناى تكرار عمل در وقت معيّن آن است ، مثل نمازى كه در وقتش خوانده شده و قبل از تمام شدن وقت ، دوباره خوانده مىشود . اعتكاف : عمل مستحبّى است كه از عبادات محسوب مىشود و عبارت است از : ماندن حدّاقل سه روز در بعضى از مساجد خاص به قصد قربت ، همراه با گرفتن روزه . تفصيل احكام آن در توضيح المسائل آمده است . اعتكاف واجب معيّن : اعتكافى كه به سببى مانند نذر كردن واجب شده و روزهايى كه انسان بايد اعتكاف را در آن روزها به جا آورد ، به واسطهء سبب وجوب آن ، معيّن و مشخص شده است ، مثل اين كه نذر كند در دههء آخر ماه