رمضان در سال معيّنى اعتكاف به جا آورد .
اعراض از وطن : تصميم انسان بر روى گردان شدن از وطن خود ، بدين معنى كه ديگر آن جا محلّ زندگى او نباشد ، همراه با عملى كردن اين تصميم به گونهاى كه ديگر آن جا محلّ زندگى او محسوب نشود .
اعلم : مجتهدى كه در فهميدن حكم خداوند از ادلهء شرعى و تطبيق آنها بر موضوعات خارجى ، از همهء مجتهدان زمان خود استادتر باشد .
الأعلم فالأعلم : اگر مجتهدين زنده در يك زمان را به ترتيب اعلميت در نظر بگيريم ، به مجتهدى كه از همهء مجتهدين ديگر بالاتر است ، « اعلم » گفته مىشود و مجتهدى كه در رتبهء بعد از وى قرار دارد ، نسبت به او « فالأعلم » محسوب مىشود و همين طور مجتهد بعدى نسبت به نفر دوم و به همين ترتيب . در مسائلى كه مجتهد اعلم فتوا ندارد و احتياط كرده است ، مىتوان به فتواى فالأعلم پس از او مراجعه كرد .
اعلميت : اعلم بودن ( اعلم ) .
اعمال عبادى : عبادات ( عبادات ) .
اعيان زكوى : اموالى كه در صورت رسيدن به حدّ نصاب و داشتن شرايط ديگرى كه در شرع براى آنها معيّن شده ، زكات به آنها تعلّق مىگيرد ، مثل گوسفند ، گندم ، طلا و . . . .
اغراض عقلايى : جمع غرض عقلايى ( غرض عقلايى ) .
اغسال ثلاثه : غسلهاى سهگانهء ميّت مسلمان با آب سدر ، آب كافور و آب خالص كه قبل از كفن كردن ميّت انجام داده مىشود .
افتاء : فتوا دادن ، بيان حكم شرعى در مورد عملى از طرف مجتهد .
افضل : برتر و بالاتر .
افطار : شكستن و باز كردن روزه .
اقاله : فسخ عقد و معامله با رضايت دو طرف عقد و معامله .
اقامه :
1 - برپا داشتن و به جا آوردن ، مثل اقامهء نماز كه به معنى برپا داشتن و خواندن نماز است .
2 - الفاظ مخصوصى كه در شرع وارد شده و گفتن آنها بعد از اذان و قبل از تكبيرة الاحرام مستحب است .
3 - اقامه قصد اقامه .
اقباض : دادن ؛ قبض و اقباض : گرفتن و دادن .
اقل : كمتر .
اقوى اين است ؛ اقواست : بيان فتواست و مقلّد بايد بر طبق آن عمل كند .
اكثر : بيشتر .
اكل و شرب : خوردن و آشاميدن .
امارات : جمع اماره ( اماره ) .
اماره : علامت و نشانه ؛ راهنمايى و دلالت كننده .
اماله كردن تنقيه كردن .
امام جماعت راتب : امام جماعت دائم و
استفتائات (فارسى) — صفحة 579
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٧٩