ثابت ؛ امام جماعتى كه به طور مرتّب نماز جماعت را در يك جا اقامه كند .
امتثال امر خدا : اطاعت و فرمانبردارى از دستور خداوند .
امر به معروف : امر كردن و واداشتن افراد به انجام كارهايى كه از نظر خداوند پسنديده است ( واجبات و مستحبات ) .
امساك : امتناع و خوددارى ، مثل امساك در روزه كه عبارت است از خوددارى كردن از خوردن و آشاميدن و ديگر مبطلات روزه از طلوع فجر تا غروب خورشيد .
امعاء داخلى : رودهها ، اجزايى كه در داخل شكم قرار دارد .
انتصاب : راست و صاف بودن پشت ( هنگام ايستادن يا نشستن ) .
انزال : بيرون ريختن منى .
انصراف : بازگشت .
انطباق : برابر و يكسان شدن ، برابر شدن چيزى با چيز ديگر .
انفراد نماز فرادى .
انقلاب : عوض شدن صفات و خاصّيت يك چيز ، مثل تبديل شدن شراب به سركه .
اولى : بهتر و سزاوارتر .
اوليا : جمع ولىّ ( ولىّ ) .
اهل خبره خبره .
اهل ذمّه ذمّى .
اهل كتاب : يهودى و نصرانى و زرتشتى و اقسام آنها .
اهليت : صلاحيت .
ايام تشريق : روزهاى يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ماه ذى الحجّه .
ايام عادت : روزهايى كه زن در عادت ماهانه ( حيض ) به سر مىبرد ، ايام حيض .
ايام و ليالى معتدله : روزها و شبهاى متعادل ، روزها و شب هايى كه نه بسيار كوتاه و نه بسيار بلند باشند .
ايمان : اعتقاد به امامان دوازده گانه عليهم السلام ، شيعهء دوازده امامى بودن .
باطل : آنچه در اصل ، مشروع نيست و صلاحيت مترتّب شدن آثار شرعى بر آن را ندارد ، مثل نمازى كه بدون رعايت كردن شرايط آن ( مانند وضو گرفتن ) خوانده شود كه در اين صورت باطل محسوب مىشود و در نتيجه تكليف خواندن نماز را از مكلّف ساقط نمىكند ؛ و مثل عقد ازدواجى كه باطل باشد كه در نتيجه از آن ، زوجيت ( زن و شوهر شدن ) كه اثر شرعى عقد ازدواج است ، حاصل نمىشود .
باطن بدن : قسمت هايى از بدن كه ديده نمىشود ، مثل داخل گوش ، حلق و داخل شكم .
بَدَل : عوض ، چيزى كه جايگزين چيز ديگر شود .
بر ذمّهء اوست : بر عهدهء اوست ( بايد حقّى را ادا كند يا كارى را انجام دهد ) .
استفتائات (فارسى) — صفحة 580
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٨٠