برىء الذمّه : كسى كه تكليف از او برداشته يا ساقط شده باشد ، مثل كسى كه دَين خود را ادا كرده و نسبت به پرداخت دَين ، برىء الذمّه شده است .
بطلان : باطل شدن ( باطل ) .
بعيد است : دور از ذهن است ؛ فتوا بر آن منطبق نيست .
بعيد نيست : دلالت بر فتواى مرجع تقليد مىكند و بايد بر طبق آن عمل كرد .
بقاى بر تقليد : ادامه دادن تقليد از مرجع تقليدى كه از دنيا رفته است .
بلاد اسلامى : سرزمينهاى مسلمانان .
بلاد صغيره : شهرها و مناطقى كه بلاد كبيره نباشند ( بلاد كبيره ) .
بلاد كبيره : شهرهاى بسيار بزرگ و خارق العاده .
بلاد كفر : سرزمينهاى غير مسلمانان .
بلد اخراج : محل و منطقهاى كه در آن جا زكات مال را جدا و خارج كردهاند .
بلوغ : بالغ شدن ، رسيدن به مرحلهء تكليف .
بودايى : پيرو آيين بودا .
بول : ادرار .
به ذمّه او مىآيد : به عهدهء او مىآيد ( بايد حقّى را ادا كند يا كارى را انجام دهد ) .
به ذمّه گرفتن : به عهده گرفتنِ ادا كردن حقّى يا انجام دادن عملى ، مثل به ذمّه گرفتن پرداختن خمس ؛ يعنى متعهّد مىشود كه خمس را بپردازد .
بهايى : پيرو فرقهء بهاييت .
بيت اللَّه الحرام : خانهء كعبه .
بيت المال : مكانى كه اموال عمومى مسلمانان در آن جمع آورى و براى مصالح مسلمانان مصرف مىشود و گاهى به خود آن اموال نيز بيت المال گفته مىشود .
بيتوته : ماندن در جايى به هنگام شب ، مثل بيتوته در منى كه از واجبات حج محسوب مىشود .
بيّنه : [ گواهى ] دو شاهد عادل .
بيمه : قراردادى است بين بيمه شونده و بيمه كننده كه در مقابل پرداخت مبالغى ( مثلًا اقساط ماهانه ) از طرف بيمه شونده ، بيمه كننده متعهّد مىشود كه تمام يا قسمتى از خسارت وارد شده بر بيمه شونده را جبران نمايد و گاهى عهده دار ارائه خدمات ديگرى غير از جبران خسارت به بيمه شونده مىگردد .
تأديه : ادا كردن حقوق شرعى ، مثل خمس يا حقوق ديگران ، مثل قرض .
تبذير اسراف و تبذير .
تبرّعاً ، تبرّعى : كارى را بدون اجرت براى كسى يا از طرف كسى انجام دادن .
تبعيت :
1 - يكى از مطهّرات است و عبارت است از پاك شدن چيز نجس به تبع پاك شدن چيز نجس ديگر ، مثل پاك شدن ظرف شراب به
استفتائات (فارسى) — صفحة 581
مساهمون: السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
ص٥٨١