زمان حامله نبودهاند ، نصف گوسفندان برگردانده مىشوند ؛ اما هيچ كدام از بچهها برگردانده نمىشوند . « 1 »
در حديث فوق ، ظاهر لفظ « رجوع » مالكيت زن به مجرد عقد است و وقتى به مجرد عقد ، مالك مهر شد ، هرگاه بعد از تغيير جنسيت شك كنيم آيا ملكيت او بر مهر باقى مانده يا خير ، مقتضاى استصحاب بقاى مهر در ملكيت اوست بدون تفصيل بين آميزش قبل از تغيير جنسيت يا عدم آن . « 2 » توضيح آنكه اگر تغيير جنسيت بعد از آميزش باشد مطلب فوق بحثى ندارد ؛ زيرا با عقد ، مهريه ملك زن مىشود و با آميزش ، تمام آن در مِلك زن استقرار پيدا مىكند و هيچ سببى براى انتفاى آن وجود ندارد ، بلكه اگر آميزش هم نكرده باشد ، مطلب از اين قرار است ؛ زيرا گفتيم كه مهر به مقتضاى عقد است و بعد از تغيير جنسيت به مقتضاى استصحاب نيز هم چنان در مِلك زن باقى است و هيچ دليلى براى الحاق تغيير جنسيت به طلاق درتفصيل دادن بين آميزش و تمام مهر و عدم آن و نصف مهر ، وجود ندارد ؛ زيرا ادله ، مخصوص طلاق است و شامل فرض تغيير جنسيت نمىشود . « 3 » پاسخ :
مقتضاى اينكه در روايات وجوب جميع مهر منوط به نزديكى شده اين است كه اگر تغيير جنسيت قبل از نزديكى باشد ، جميع مهر واجب نيست . « 4 »
گفتار سوم : وجوب پرداخت كل مهر در صورت نزديكى و تنصيف در غير نزديكى
احتمال سوم در مورد مهريه آن است كه گفته شود : هرگاه تغيير جنسيتِ يكى از
هامش
( 1 ) . كلينى ، الكافى ، ج 6 ، ص 106 ، حديث 4 . « قلت لأبى عبدالله ( ع ) : رجل تزوّج امرأة على مأة شاة ، ثم ساق إليها الغنم ، ثمّ طلّقها قبل أن يدخل بها و قد ولدت الغنم ، قال ( ع ) : إن كانت الغنم حملت عنده رجع بنصفها و نصف أولادها ، و إن لم يكن الحمل عنده رجع بنصفها و لم يرجع من الأولاد بشئ » .
( 2 ) . سيد محسن خرازى ، تغيير الجنس ، فقه اهل البيت ( ع ) ، عربى ، ش 23 ( 1379 ) ، ص 249 .
( 3 ) . همان ، ص 249 .
( 4 ) . همان ، ص 249 .