تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
پس به وسيلهء عمل جراحى و خوردن دارو ، اگر موى صورت مرد بريزد و پستان‌هايش بزرگ شود و براى او مهبل درست كنند ، در واقع زن نشده است و هم‌چنين بالعكس ، روئيدن مو در رخسار زن و كوچك شدن پستان‌ها و با درست شدن بيضه و آلت تناسلى در وجود آن دلالت نمىكند كه او واقعاً مرد شده است و اگر به اين عمل غيرمشروع اقدام كرد ، معصيت كرده و از نظر تكاليف شرعيه ، حكم قبل از تغيير اعضاى ظاهرى را دارد . به عبارت ديگر ، با تغيير بعضى از اعضا ، موضوع مرد بودن يا زن بودن از بين نمىرود ، تا گفته شود كه حكم هم تغيير پيدا مىكند و اين موضوع « غير ممكن بودن تغيير جنسيت به معنى واقعى » را فى الجمله مىتوان از بعضى آيات قرآن كريم استفاده كرد ، مانند : آيه‌هاى 49 و 50 9 از سورة شورى كه مىفرمايد : يخلق ما يشاء يهب لمن يشاء اناثاً و يهب لمن يشاء الذكور و يجعل من يشاء عقيماً ؛ يعنى : هر چه را بخواهد مىآفريند و به هر كس اراده كند دختر مىبخشد و به هر كس بخواهد پسر و هر كس را بخواهد عقيم مىگذارد . خلاصه ، اين مسألهء مهم مختص علم لايتناهى قادر متعال است و در سيطرهء قدرت او مىباشد و مخلوق چنين توانى را هرگز نخواهد داشت . « 1 » اين ديدگاه معتقد است كه تغيير جنسيت اساساً غير ممكن است و هيچ گاه نمىتوان مرد را به زن يا زن را به مرد تغيير جنسيت داد . به عبارت ديگر ، موضوع همواره ، چه قبل از تغيير جنسيت و چه بعد از آن ثابت است . نهايت آن‌كه يك سرى تغييرات صورى و ظاهرى از طريق عمل جراحى به وجود آمده است . پس چون موضوع تغييرناپذير است ، حكم آن نيز ثابت بوده و غير قابل تغيير است . از نظر اين ديدگاه ، خداوند انسان را مذكر و يا مؤنث آفريده است و اين صفت يا ويژگى همواره با انسان بوده و هيچ قدرتى نمىتواند مذكر را به مؤنث يا مؤنث را به مذكر تبديل كند .
هامش
( 1 ) . سيد يوسف مدنى ، المسائل المستحدثه ، ج 2 ، ص 42 - 47 .