تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تغيير جنسيت از منظر فقه وحقوق (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
ممكن است در مقابل گفته شود كه اين موارد استثنا شده و آيهء تغيير اين مصاديق را در بر نمىگيرد . ولى در پاسخ بايد گفت : سخن فوق موجب تخصيص اكثر است ؛ يعنى لازم مىآيد در ابتدا گفته شود : هر نوع تغيير در مخلوقات الهى حرام است ، آن گاه ميلياردها تغيير و تبديل كه به دست انسان‌ها صورت مىگيرد استثنا گردد و در تحت عام ، تنها چند مورد باقى مىماند كه شامل خصا ، بريدن گوش ، درآوردن چشم و مانند آن است . مضافاً به اين‌كه در اكثر قريب به اتفاق موارد ، تغيير جنسيت به دليل بيمارى جسمى و يا بيمارى روحى صورت مىگيرد . هرگاه تغيير جنسيت به منظور معالجهء بيمار باشد و راه ديگرى براى درمان وجود نداشته باشد ، آيا هم چنان مىتوان پاى فشرد و معتقد شد كه تغيير جنسيت ، تغيير در خلق الله است و يك كار شيطانى محسوب مىشود ؟ ! دليل دوم : حرمت تغيير جنسيت به علت تَشبّه مرد به زن و برعكس دليل ديگرى كه براى حرمت تغيير جنسيت بيان شده است اين است كه تغيير جنسيت عاملى براى « تشبّه مرد به زن و تشبّه زن به مرد » خواهد بود كه در اسلام از آن نهى شده است و پيامبر اكرم ( ص ) مردانى كه خود را شبيه زنان مىكنند و نيز زنانى كه شبيه مردان مىشوند ، مورد لعن خويش قرار داده است . توجه به اين نكته ضرورى است كه دليل فوق از سوى صاحب نظران اهل سنت بيان شده است . دكتر احمد محمد كنعانى در اين باره مىگويد : وقد ورد فى الصحيح ايضاً : « لعن رسول‌الله ( ص ) المتشبهين من الرجال بالنساء ، و المتشبهات من النساء بالرجال . » « 1 » و هذا ان كان مجرد تشبه
هامش
( 1 ) . اين روايت از روايت‌هاى مشهور ميان شيعه و اهل سنت است كه به ذكر چند منبع اكتفا مىشود : كلينى ، الكافى ، ج 5 ، ص 550 ؛ ج 8 ، ص 71 ؛ علل الشرايع ، ج 2 ، ص 602 ؛ ثواب الاعمال ، ص 267 ؛ وسائل الشيعه ( آل البيت ) ، ج 17 ، ص 284 ؛ ج 20 ، ص 338 ؛ بحار الانوار ، ج 22 ، ص 136 ؛ ج 76 ، ص 65 ؛ ج 100 ، ص 258 ؛ ج 110 ، ص 166 . نيز فقيهان شيعه در موارد متعددى به اين روايت استناد نموده‌اند ، مانند : الحدائق الناضرة ، ج 18 ، ص 198 ؛ جواهر الكلام ، ج 22 ، ص 115 ؛ رياض المسائل ، ج 8 ، ص 77 ؛ مستند الشيعه ، ج 14 ، ص 173 ؛ مكاسب شيخ انصارى ، ج 1 ، ص 174 ؛ مستمسك العروة الوثقى ، ج 5 ، ص 394 ؛ جامع المدارك ، ج 3 ، ص 34 ؛ مصباح الفقاهة خويى ، ج 1 ، ص 334 ؛ فقه الصادق روحانى ، ج 14 ، ص 202 ؛ منهاج الفقاهة روحانى ، ج 1 ، ص 254 .