بر اين اساس ، « تحريم حلال و تحليل حرام » تغيير دين خداوند و مصداقى از تغيير خلق الله است . خداوند متعال ، در آيهء مورد نظر ، از اين گونه كارها نهى كرده و آن را تغيير در خلق خدا مىداند ؛ چه اين كه ، هدف از خلقِ اين گونه حيوانات ، استفاده از گوشت آن و بهرهبردارى از سوارى و حمل بار است . اين گونه نعمتها ، براى استفادهء انسانها آفريده شده تا توان لازم براى عبادت و بندگى خداوند پيدا كنند . در غير اين صورت ، از اهداف خلقت دور افتادهاند .
بنابراين ، آيهء شريفه بر اين مطلب ناظر است كه برخى اشيا به منظور خاص و امور ويژه ساخته شده است و هرگاه از مسير اصلى منحرف شود ، تغيير در خلقت الهى است . براى مثال ، شترها براى استفاده از گوشت و يا سوارى آفريده شدهاند و هرگاه انسانها ، به خيال واهى آن را بر خود حرام كنند ، تشريع و بدعت گذارى بوده و تغيير مذموم است . « 1 »
به عبارت ديگر آيهء شريفه ناظر بر اين نكته است كه هر نوع تغيير و تبديل كه به منظور تشريع و بدعت گذارى در دين و شريعت باشد ، حرام و مذموم است ؛ چه اينكه شهوت بايد در مسير ازدواج قرار گيرد . در غير اين صورت ، تغيير مذموم است . « 2 » با اين توضيح ، روشن مىشود كه آيهء تغيير ( نساء : 119 ) به بحث مورد نظرما ، يعنى تبديل مذكر به مؤنث و برعكس ، مربوط نمىشود و استشهاد به اين آيه براى اثبات
حرمت تغيير جنسيت ناصواب است ، و بيش از ده تن از فقيهان شيعه كه به جواز تغيير جنسيت فتوا دادهاند ، از اين آيهء شريفه ، حرمت تغيير جنسيت استفاده نكردهاند .
علاوه بر اين ، اگر بنا باشد صرفاً ظاهر آيهء شريفه مبنا و ملاك باشد و تغيير در مخلوقات حرام باشد ، لازم مىآيد كه تمام تغييرات و تبديلهايى كه بشر در اشياى عالم به وجود مىآورد ، حرام و مصداق كار شيطانى باشد ، مانند : حفر تونل در كوهها ، تصرف در جنگلها ، ورود به اعماق زمين و استفاده از معادن و نفت و گاز ، ورود به كره ماه و مريخ و هزاران تغييرهايى كه در طبيعت به دست ابناى بشر صورت مىپذيرد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : محمد قائنى ، المبسوط فى المسائل الطبية ، ج 1 ، ص 220 .
( 2 ) . همان .