عليها لا تبديل لخلق الله .
در ادامه ، فيض كاشانى مىگويد : هر نوع تغيير صورى صفتى كه بدون اذن الهى انجام شود ، تغيير در خلقت الهى بوده و حرام است . مانند كارى كه در زمان جاهليت انجام مىشد كه چشم حيوان را در مىآوردند و آن را از سوارى و باركشيدن معاف مىدانستند ، يا آنكه بردگان را خواجه مىكردند و يا هر نوع مثله .
در ادامه فيض كاشانى مىگويد : تفسير فوق با اين تفسير منافاتى ندارد كه تغيير خلق الله به « تغيير دين الله » و « تغيير امر الله » معنا كرده است ؛ چون تمام اين موارد ذكر شده ( خصا ، مثله و . . . . ) داخل در همان دو معنا « تغيير دين الله و تغيير امر الله است . « 1 »
6 . تفسير جوامع الجامع : طبرسى در اين تفسير مىگويد : در زمان جاهليت هرگاه شترى شش بار وضع حمل مىنمود و بچه ششم شتر ، نر باشد ، در اين صورت ، گوش شتر مادر را بريده و يا چشم او را در مىآوردند . در اين حالت ، ديگر سوار آن شتر نمىشدند . عدهاى گفتهاند : منظور اخته كردن است و برخى مىگويند : منظور تغيير فطرت و تغيير دين اسلام و تغيير امر الهى است . « 2 » 7 . تفسير الكاشف : محمد جواد مغنيه در اين تفسير مىگويد : عربها در زمان جاهليت گوش برخى حيوانات را مىبريدند و آنها را وقف بتها قرار مىدادند و سوار شدن بر آن شترها را حرام مىدانستند .
در ادامه صاحب تفسير كاشف مىگويد : شيطان در عصر جاهليت دستور مىدهد كه از طريق بريدن گوش حيوانات ، در خلقت الهى تغيير به وجود آورند و در عصر حاضر شيطان به حزب خويش دستور مىدهد كه بمب ناپالم را بر سر زنان و كودكان
فرو ريزند و بمب اتمى را بر شهر هيروشيما و ناكازاكى بيندازد تا خلق الله نابود شوند . « 3 »
هامش
( 1 ) . مولى محسن فيض كاشانى ، الصافى ، ج 1 ، ص 463 - 464 .
( 2 ) . امين الدين ابوعلى بن الحسن الطبرسى ، تفسير جوامع الجامع ، با تصحيح ابوالقاسم گرجى ، ج 1 ، ص 289 .
( 3 ) . محمد جواد مغنيه ، التفسير الكاشف ، ج 2 ، ص 443 ؛ و همين مطلب در ج 3 ، ص 137 با تفاوت تكرار شده است .