« شأن و كرامت انسانى » از واژههايى است كه در اسناد مختلف حقوق بشرى بارها بدان تصريح شده ، ليكن هيچ تعريفى از آن بيان نشده است . فرهنگ آكسفورد در تعريف كرامت ( شرافت ) « 1 » بيان مىكند : « واژهى كرامت تعريف مىشود به كيفيت يا حالت ارزشمند بودن ، محترم بودن يا تكريم و تعظيم . » « 2 » اما به نظر مىرسد تدوينكنندگان اين اسناد در به كار بردن اين اصطلاح ، بيش از هر كسى ، از انديشههاى امانوئل كانت « 3 » تأثير پذيرفتهاند . كانت ، با تأكيد بر ارزش ذاتى انسان ، بر اين باور است كه انسان يگانه موجود داراى شخصيت است . انسان به عنوان شخصيت ( انسان ذاتى ) ، صرفاً وسيلهاى براى غايات ديگر ، حتّى غايات خاص خود ، نيست ؛ بلكه خود به عنوان غايت فىنفسه ارزيابى مىشود ؛ يعنى داراى شكوهى ( ارزش مطلق درونى ) است كه به موجب آن ، هر موجود عاقل ديگرى در جهان را به حرمت نهادن به خود ملزم مىكند . « 4 » وىمىگويد : به لحاظ حقوقى ، انسانيت انسان متعلّق احترامى است كه مىتواند آن را از ديگران مطالبه نمايد . به لحاظ اخلاقى نيز ، انسان هيچگاه نبايد چنين ارج و حرمتى را از دست بدهد . « 5 » مك دوگال « 6 » ، لاسول « 7 » و چِن « 8 » تصريح نمودهاند مطالبات حقوق بشر درخواستهايى است براى سهيم شدن گسترده در تمام ارزشهايى كه حقوق بشر به آنها وابسته است و مىتوان تمام آنها را زير عنوان « كرامت » جاى داد . اينان معتقدند هشت ارزش در مجموع ، كرامت و شرافت انسانى را رقم مىزند : قدرت ؛ ثروت ؛ احترام ؛ رفاه ؛
هامش
( 1 ). Dignity .( 2 ). The Oxford Encyclopedic English Dictionary , New York , Clarendon Press , , p . . " The term dignity is defined as " the state of being worthy of honour or respect " .( 3 ). Immanuel Kant .( 4 ) . امانوئل كانت ، فلسفهفضيلت ، ص 121 .
( 5 ) . همان .
( 6 ). McDougal .( 7 ). Lasswell .( 8 ). Chen .