نشده ، و از قرائن فهميده مىشود كه مراد تعزير است ؛ اين احاديث هم به ضرب اشاره دارند و هم به غير آن ؛ مثلًا : سماعه مىگويد :
از امام صادق ( ع ) سؤال كردم : شهودى كه به باطل و دروغ شهادت دادهاند ، به چه كيفرى عقوبت مىشوند ؟ فرمود : « بايد تازيانه بخورند ؛ حدّى كه وقت و اندازهى آن به دست امام است ؛ و علاوه بر ضرب ، بايد آنها را در ميان مردم بگردانند تا شناخته شوند . » « 1 » از مجموع اين روايات ، مىتوان استفاده كرد : اولًا ، تعزير با عقوبت ( مجازات ) ، تعذيب و تأديب مترادف است ؛ ثانياً ، از روايات دستهى چهارم دانسته مىشود كه مجازاتِ شخص ، منحصر در ضرب نيست ، بلكه عام بوده و ديگر عقوبات ، مانند : حبس ، معرّفى مجرم به جامعه و . . . را شامل مىشود ؛ و ثالثاً ، داراى مراتب مختلفِ سبك ، متوسط و شديد است .
اما در اصطلاح فقهاى شيعه ، از نظر بيشتر فقيهان ، تعزير عقوبتى است كه شارع اندازهى معيّنى براى آن تعيين نكرده است . ابوالصلاح حلبى « 2 » و ابن ادريس « 3 » مىگويند :
« تعزير همان تأديب است كه به فرمان خداوند متعال بر مجرم اعمال مىشود تا سبب شود او و ديگران از انجام گناه خوددارى كنند . » « 4 » مرحوم شهيد ثانى « 5 » و صاحب جواهر « 6 » نيز در تعريف تعزير آوردهاند :
« تمام گناهانى كه مجازاتهاى معين دارند ، حدّ ناميده مىشوند ؛ و گناهانى كه چنين نيستند و مجازاتشان تعيين نشده ، تعزير نام دارند . » « 7 » تعداد ديگرى از فقها نيز در بيان مفهوم و تعريف تعزير ، نظير آنچه بيان شد را
هامش
( 1 ) . همان ، باب 11 از ابواب بقية الحدود ، ص 585 ، ح 2 ؛ « عن سماعهء ، قال : قال : شهود الزور يجلدون حداً ليس له وقت ، وذلك إلى الامام ، ويطاف بهم حتى يعرفوا فلا يعودوا . . . » .
( 2 ) . الكافى ، ص 416 .
( 3 ) . السرائر ، ج 3 ، ص 535 .
( 4 ) . والتعزير تأديب تعبّداً لله سبحانه به لردع المعزّر و غيره من المكلّفين .
( 5 ) . مسالك الافهام ، ج 14 ، ص 326 .
( 6 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 255 .
( 7 ) . كلّ ما له عقوبة مقدّرهء يسمّى حدّاً و ما ليس كذلك يسمّى تعزيراً .