در حدّ قذف ، بلوغ ، عقل ، اختيار و قصد معتبر است . بنابراين ، اگر كودكى ، كسى را قذف نمود ، تأديب مىگردد ؛ گرچه كسى كه قذف شده ، بالغ و عاقل باشد . « 1 »
2 . تعزير
در كتابهاى لغت بيش از دوازده معنا براى واژهى تعزير بيان شده است ؛ كه برخى از اين معانى با يكديگر مشابه و بعضى مخالف هستند . ليكن از ميان آنها ، معناى اصلى ، « ردّ و منع » است « 2 » كه مجرم با اجراى تعزير ، از انجام و تكرار جرم منع مىگردد . ابن اثير مىگويد :
تعزير در قرآن كريم به معناى يارى كردن پيامبر ( ص ) « 3 » ، يعنى دشمنان را از او ردّ كردن ، و آنان را از اذيّت و آزار او منع نمودن است ؛ به همين دليل ، « ضرب دون الحدّ » را تعزير گفتهاند ؛ زيرا ، اين عمل ، جانى را از تكرار جرم منع مىكند . « 4 » از ديگر معناهايى كه براى تعزير ذكر شده ، « سرزنش و ملامت » ، « تأديب » ، « ضرب شديد » و « اجبار بر انجام عمل » مىباشد . در مورد كاربرد واژهى « تعزير » در سنّت ، بايد گفت : احاديث نقل شده از معصومين ( ع ) در مورد تعزير ، به دستههاى گوناگون تقسيم مىشوند ؛ از آن جمله است موارد زير :
1 . روايتهايى كه در آنها تعزير به صورت مطلق و در مقابل حدّ ، ذكر شده است ؛ مانند اين روايت كه اميرالمؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) در مورد ربايندهى مال ، فرمود :
« حدّ قطع را در مورد ربودن آشكار - دغاره معلنه « 5 » - جارى نكرده ، و بلكه چنين
هامش
( 1 ) . به نقل از : علىاصغر مرواريد ، سلسلة الينابيع الفقهية ، ج 23 ، ص 413 .
( 2 ) . مرتضى زبيدى ، تاج العروس ، ج 7 ، صص 212 - 214 ؛ محمّد بن منظور ، لسان العرب ، ج 9 ، ص 184 ؛ فخرالدين طريحى ، مجمعالبحرين ، ص 270 ؛ احمد بن محمّد فيومى ، مصباح المنير ، ج 2 ، ص 406 ؛ محمّد بن يعقوب فيروزآبادى ، قاموس المحيط ، ج 2 ، ص 91 .
( 3 ) . در آيه 9 از سوره مباركه فتح آمده است : ( لتؤمنوا بالله ورسوله وتعزّروه ) ؛ يعنى : تا به خدا و رسولش ايمان بياوريد و او را يارى كنيد .
( 4 ) . مجد الدين ابن اثير ، النهاية ، ج 3 ، ص 228 .
( 5 ) . ابن اثير در النهاية ، ج 2 ، ص 123 مىنويسد : « دغره به معناى « خلسه » و ربودن است ؛ و « خلسه » در اصل و ريشه به معناى دفع است ؛ و مناسبت ربودن با دفع نيز در اين جهت است كه « دفع » به معناى جستن و افكندن است ؛ گويا شخص مختلس خود را روى چيزى مىاندازد تا آن را بربايد » . طريحى نيز « دغاره » را چنين معنا كرده : « در روايت است : « لا أقطع فى الدغارة المعلنة » ، يعنى در ربودن ظاهر و آشكار حد قطع جارى نمىشود . . . . و كلمهى « دغره » گرفتن چيزى است به شكل ربودن » . ( فخرالدين طريحى ، مجمعالبحرين ، ج 2 ، ص 41 ) .