نتيجهى پايانى
در راستاى پاسخگويى به سؤال اصلى اين تحقيق ، در مورد اينكه آيا ديدگاه فقه اماميّه و نظام بينالمللى حقوق بشر در مورد تنبيه بدنى كودكان قابل تقريب و تعامل است ؟ مباحثى را به صورت زير ارائه كرديم :
1 . در مورد مفهوم كودك ، بين ديدگاه نظام بينالملل حقوق بشر و فقه اماميّه تفاوت است . در نظام بينالمللى حقوق بشر مطابق مادّهى 1 پيماننامه حقوق كودك ، منظور از كودك ، هر انسان داراى كمتر از هجده سال است ، ليكن در فقه اماميّه كودك به كسى گفته مىشود كه هنوز به سنّ بلوغ شرعى - دختران ، نُه سال تمام قمرى و پسران ، پانزده سال تمام قمرى - نرسيده باشد . امّا با توجّه به اينكه ذيل مادّهى 1 پيماننامه آمده است « مگر آنكه طبق قانون قابل اعمال در مورد كودك ، سنّ قانونى كمتر تعيين شده باشد » ، كنوانسيون در عمل ، ديدگاه فقه اماميّه را پذيراست .
2 . اصطلاح تنبيه و مجازات بدنى و مفاهيم مرتبط با آن نظير : مجازات تحقيرآميز ، ظالمانه و غيرانسانى در هيچ يك از اسناد بينالمللى حقوق بشرى تعريف نشدهاند ، ولى از رويهى دولتها و حقوق بشر بينالملل ، مىتوان مصاديق و توصيفاتى را يافت كه به روشن شدن مفهوم آنها كمك نمايد . و حتّى در برخى از اسناد به مصاديقى چون : سيلى زدن ، شلّاق زدن ، لگد زدن و . . . به عنوان مصاديق تنبيه بدنى كودكان و عملى غيرقانونى ، اشاره شده است .
3 . رويكرد نظام بينالملل حقوق بشر ، ممنوعيّت تنبيه بدنى كودكان در سه حوزهى سيستم كيفرى ، مدرسه ( نهادهاى آموزشى و تربيتى ) ، و خانواده است ؛ علاوه بر آن ، ضمن ممنوعيّت شكنجه و ساير رفتارهاى غيرانسانى ، ظالمانه و تحقيرآميز نيز به اين ممنوعيّت تصريح شده است . امروزه ، ممنوعيّت تنبيه و مجازات بدنى كودكان در نظام بينالمللى حقوق بشر يك اصل مسلّم محسوب مىگردد . اين اصل هم بر مبناى قراردادى و معاهداتى ، و هم بر مبناى حقوق بينالملل عرفى قابل اثبات است .
تنبيه بدنى كودكان در نظام بين الملل حقوق بشر و فقه اماميه (فارسى) — صفحة 258
مساهمون: سيد جواد حسينى خواه
ص٢٥٨