نكتهى مهمّ ديگر و شايان توجّه اين كه : ممنوعيّت شكنجه و رفتارهاى ظالمانه و غيرانسانى ، مطلق بوده ، و حقّ مصونيت از شكنجه در زمرهى حقوق غير قابل انحراف ( غير قابل تعليق ) است ؛ و با توجّه به وضعيّت فيزيكى و روحى كودكان كه با بزرگسالان تفاوت داشته و ممكن است عملى براى يك بزرگسال شكنجه نباشد اما براى كودك شكنجه محسوب شود ؛ در صورتى كه عمل صورت گرفته از مصاديق شكنجهى كودكان باشد ، چنين چيزى را مىتوان به تنبيه بدنى كودكان سرايت داد ، و ممنوعيّت آن را نيز از حقوق غير قابل انحراف دانست .
ليكن ، با توجّه به رويه دولتها ، مشاهده مىشود كه به رغم تمام تلاشهاى صورت گرفته توسط مجامع بينالمللى براى از بين بردن و حذف تمامى انواع مجازات بدنى ، هنوز ، در عمل اجماعى جهانى بر اين مطلب در سطح دولتها نيست ؛ و در بسيارى از دولتها ، تنبيه بدنى كودكان به طور مطلق ممنوع نشده است .
4 . از ديدگاه فقه شيعى مىتوان چنين گفت : آنچه در روايات و كلمات فقهاى اماميّه در مورد تنبيه بدنى كودكان بيان شده ، با لفظ « تأديب الصبى » آمده ، و تأديب به اين معناست كه انسان ، كودك را به نيكىها دعوت كرده و از زشتىها و پليدىها باز دارد . با بررسى كلمات فقهاى شيعه و ادلّهى وارد در اين بحث ، معلوم مىشود كه در اين ديدگاه ، تنها برخى اشخاص چون حاكم ، پدر و معلّم ، مىتوانند كودكان را در راستاى تربيتشان تأديب كنند ؛ كه يكى از مصاديق آن ، تأديب به وسيلهى زدن كودك است . به همين دليل ، در فقه اماميه ، به استناد روايات معصومان : و ادلّه ديگر ، تنبيه بدنى كودكان ، نه به صورت مطلق ، بلكه به عنوان عملى در راستاى مصالح عاليه آنان ، و براى بازداشتن كودكان از انجام كردارهاى ناپسند و ناشايست و هدايتشان به سمت و سوى اعمال نيك و پسنديده ، جايز دانسته شده است .
5 . هيچگاه تنبيه بدنى به عنوان يك راهكار اوّليه پيشنهاد نشده است ؛ بلكه ، در ابتدا بايستى از ديگر روشهاى تأديبى ، مثل : تذكّر ، موعظه ، قهر و . . . استفاده شود ؛ و اگر هيچ يك از اين راهكارها براى هدايت و تربيت كودك موفق نبود ، حاكم ، پدر و معلّم مجاز هستند كه از تنبيه بدنى با شرايط فوق استفاده كنند .
تنبيه بدنى كودكان در نظام بين الملل حقوق بشر و فقه اماميه (فارسى) — صفحة 259
مساهمون: سيد جواد حسينى خواه
ص٢٥٩