نشان دهند . و خلاصه آنكه تا مىتوانند ، كودكان خود را بدون تنبيه ، تأديب نمايند . چرا كه تنبيه ، براى تنبّه و بيدارى است و بايستى كاملًا متناسب با شخص و عملى كه از او سر زده است ، انتخاب شود . چشمپوشى ، اخم ، روى ترش كردن ، روى برگرداندن ، ترك كردن ، قهر كردن ، به كنايه سخن گفتن ، اشارهى لفظى ، تذكّر ، سخن عادى ، سخن تند و مانند اينها مراتبى است كه به عنوان دارويى مؤثّر از جانب طبيبى حاذق و دلسوز - والدين و مربّيان - انتخاب مىشود ؛ و در صورتى كه مرتبهاى لطيفتر نتيجه دهد ، استفاده از مراتب شديدتر به هيچ وجه جايز نيست . « 1 » جداى از تمام موارد فوق ، همانطور كه در خلال مباحث نيز بيان شد ، رواياتى كه دلالت بر جواز تنبيه بدنى كودك دارند و فقها بر اساس آنها فتوا به جواز تنبيه بدنى دادهاند ، شايد با توجّه به جوّ آن زمان و اينكه عرف آن روزگار يگانه راه هدايت كودكان را تنبيه بدنى مىدانست ، و والدين و سرپرستان كودكان و از ديگر راهكارها براى تربيت فرزندان اطلاع نداشتند ، از ائمّه ( ع ) صادر شده باشند . بر همين اساس ، در روايات ديگرى ممنوعيّت تنبيه بدنى را متذكّر مىشدند ؛ يا راهكار ديگرى مثل قهر كردن را براى تربيت و تنبيه معرّفى مىكردند و بيش از آنكه به تنبيه بدنى اشاره داشته باشند ، به اكرام ، رفق ، مدارا ، مهربانى ، عفو و . . . دستور مىدادند . علاوه آن كه ، زدن و تنبيه بدنى آسانترين وسيلهاى است كه هميشه در اختيار همه كس هست .
نتيجه آنكه در اين زمان و با توجّه به اجماع جهانى كه توسط كارشناسان فنّ تربيت در مورد عدم استفاده از تنبيه بدنى براى كودكان در همهى سطوح وجود دارد ، مىتوان به عدم جواز تنبيه بدنى در دو سطح خانواده و مدرسه قائل شد . در مواردى هم كه به عنوان مجازات كيفرى براى كودكان وضع شده است ، هرچند مؤيّداتى در اين زمينه مىتوان يافت ، بايد به حسب موضوع و به طور خاصّ ، در جاى خود بحث و بررسى گردند ؛ و مجال آن در اين رساله نيست .
هامش
( 1 ) . امام خمينى ، تحرير الوسيلة ، ج 1 ، ص 476 .