صورتى است كه كودك با آگاهى از ناپسندى عملش ، آن را تكرار كند . زيرا ، اصل بر اين است كه در صورت امكان ، خلافِ كودك - به خاطر كودكىاش - ناديده انگاشته شود . نقل شده است مردى خدمت پيامبر اكرم ( ص ) آمد و عرض كرد : خانوادهام عصيان و نافرمانى مىكنند ، چگونه آنان را تنبيه كنم ؟ حضرت فرمود : « آنها را ببخش » . آن شخص براى بار دوم و سوم سؤال خود را تكرار كرد و حضرت نيز همان پاسخ را فرمودند . تا اينكه در مرتبهى چهارم ، پيامبر اسلام ( ص ) مىگويد : اگر [ چارهاى جز تنبيه نبود و ] تنبيه كردى ، به اندازهى جرم و گناهشان آنها را تنبيه كن [ و فراتر مرو ] ؛ و از صورت بپرهيز . « 1 » نكتهاى كه از اين حديث استفاده مىشود ، اين است كه بايستى از زدن به جاهاى حسّاس بدن كودك ، مثل سر و صورت پرهيز كرد .
نكتهى مهم ديگر - با توجّه به اينكه تنبيه به عنوان يك عامل بازدارنده صورت مىپذيرد و به عنوان يك روش تربيتى اوّلى نيست كه در تمام حالات و موقعيتها بتوان از آن استفاده كرد و نتيجهى مطلوب گرفت ، - اين است كه تنبيه بايستى گاه به گاه و به صورت استثنايى انجام گيرد تا نتيجهبخش باشد ؛ زيرا ، اگر تنبيه به صورت عادت درآيد ، به تدريج كودك با آن مأنوس شده و به آن خو مىگيرد . و در اين صورت ، ديگر اثرى نخواهد داشت .
امير مؤمنان على ( ع ) در اين زمينه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . نورالدين على بن ابىبكر هيثمى ، مجمع الزوائد و منبع الفوائد ، ج 8 ، ص 106 ؛ ابن اثير جزرى ، أسد الغابة فى معرفة الصحابة ، ج 1 ، ص 282 ؛ « روى معاوية بن صالح عن أسد بن وداعة عن رجل يقال له جزء - جزى - قال : يا رسول الله إنّ أهلى يعصونى فبم أعاقبهم ؟ قال : تغفر . ثمّ عاد الثانية ، حتّى قالها ثلاثاً ، فقال : تغفر ؛ قال : فإن عاقبت فعاقب به قدر الذنب واتّق الوجه » .