دست زده باشد و نيز روايتى در كتب روايى يافت نمىشود كه معصومان ( ع ) براى تربيت كودكان ، به تنبيه بدنى امر نموده باشند .
بنابراين ، با توجّه به اين دو دسته از روايات ، مىتوان گفت : محبّت ، رحمت ، احترام ، عفو و بخشش هميشه مطلوب است و تندى و عتاب و خطاب و خشم نسبت به كودك نه تنها مطلوب نيست ، بلكه نهى هم شده است . و اگر در برخى از روايات ، تنبيه بدنى كودك جايز دانسته شده ، در مواردى است كه راه ديگرى جز آن براى اصلاح و تربيت كودك وجود نداشته باشد ؛ و گرنه با وجود چنين رواياتى كه امر به محبّت و دورى از خشم مىكنند ، تا هنگامى كه راهى جز تنبيه بدنى براى اصلاح و تأديب كودك باشد ، استفاده از آن جايز نخواهد بود . « 1 » خداوند متعال نيز در قرآن كريم مىفرمايد : وَلا تَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيئَة ادْفَعْ بِالَّتى هِى أَحْسَنُ « 2 » ؛ روش احسن ، در واقع ، همان روش اكرام ، محبّت ، رفق و مدارا با كودكان است كه در جهت اصلاح آنان است . بنابراين ، به موجب اين آيهى شريفه ، اگر راههاى ديگرى براى جلوگيرى از انحراف و سوق به كردار پسنديده وجود داشته باشد ، بايستى از آنها استفاده شود . و از تنبيه بدنى در مواردى بهره جُست كه روش احسن به نتيجه نمىرسد .
نكتهى ديگر اين است كه در روايات ، از تنبيه به هنگام خشم و غضب منع شده است . « 3 » قرآن كريم در سورهى آل عمران مىفرمايد : وَ الْكاظِمينَ الْغَيظَ وَ الْعافينَ عَنِ النّاسِ « 4 » ؛ در اين آيهى شريفه به اين حقيقت اشاره شده است كه مردم بايد اخلاقاً خشم خويش را فرو نشانده و از برخى اعمال و كردارهاى ناپسند ديگران در حقّ خود چشم بپوشند ؛ چرا كه اعمال غضب ، ريشهى بسيارى از گناهان خطرناك و
هامش
( 1 ) . به خصوص با توجّه به روايت حمّاد بن عثمان ، كه در آن ، با اينكه مسأله زدن و تنبيه بدنى مطرح شده ، ليكن به مدارا امر شده است ؛ به اين معنا كه اگر ولىّ طفل در مواردى بتواند مدارا كند ، مدارا واجب بوده و زدن كودك جايز نيست .
( 2 ) . فصلت ، 34 .
( 3 ) . به روايات اين مطلب در مباحث پيشين اشاره شده است .
( 4 ) . آلعمران ، 134 .