محكوم مىگردد .
مرحوم شيخ طوسى مىگويد :
« اگر پدرى كودكش را به جهت ادب كردن تنبيه بدنى نمايد و از بين برود ، يا امام ، يا حاكم ، يا امين حاكم ، يا وصى ، و يا معلّم وى را تنبيه بدنى كنند و او بر اثر اين تنبيه ، تلف شود ، در تمام صورتها حكم به ضمان مىشود ؛ زيرا ، تجويز تنبيه بدنى به جهت تأديب ، مشروط به اين است كه كودك پس از تنبيه شدن سالم بماند . بنابراين ، به نظر ما لازم است ديهى آن كودك از مال مؤدِّب پرداخت شود ؛ ولى اهل سنّت قائلاند كه ديه بر عاقلهى مؤدِّب است » . « 1 » نكتهى قابل توجّه در عبارت مرحوم شيخ طوسى اين است كه ايشان بيان مىدارد تأديب و تنبيه كودك به شرط سلامت وى جايز است ؛ و در غير اين صورت ، تنبيه بدنى جايز نيست . روشن است كه تنبيه بدنى داراى آثار زيانبارى است كه سلامت كودك را به مخاطره مىاندازد . بنابراين ، مىتوان از اين كلام مرحوم شيخ عدم جواز تنبيه بدنى و حتّى همه انواع تنبيه را استفاده كرد ؛ چه آنكه تنبيه بدنى به سلامت جسمانى كودك آسيب رسانده ، و تنبيهات غير بدنى نيز به سلامت روحى و روانى كودكان ضربه مىزند .
مرحوم محقّق اردبيلى نيز در مورد ضمان مؤدِّب مىنويسد :
« اگر كسى كه مسؤوليت تنبيه بدنى به عهدهى اوست ، مانند اينكه ولى كودك - پدر و جدّ پدرى - و بلكه وصى اين دو ، وى را تأديب كنند و اين تنبيه آنان به تلف نفس ، يا نقص عضو ، و يا جرحى كه موجب ضمان است ، منجر گردد ، مؤدِّب ( تنبيهكننده ) در حدّى كه جنايت انجام داده ، ضامن است . به جهت اينكه وى سبب اتلاف و ضمان شده است ؛ از سوى ديگر ، جواز تنبيه بدنى در حقّ او ، منافاتى با ضمان ندارد ؛ زيرا ، آن چه از طرف شرع
هامش
( 1 ) . المبسوط ، ج 8 ، ص 66 ؛ « أما إن ضرب الأب أو الجدّ الصبى تأديباً فهلك أو ضربه الإمام أو الحاكم أو أمين الحاكم أو الوصى أو ضربه المعلّم تأديباً فهلك منه فهو مضمون ، لأنّه إنّما أبيح به شرط السلامة ويلزم عندنا فى ماله ، وعندهم على عاقلته » .