2 . بر فرض جواز تنبيه بدنى ، اين كار در صورتى است كه شخص مؤدِّب همهى راههاى تربيتى قبل از تنبيه را انجام داده باشد ؛ و در نهايت ، به تنبيه بدنى و كتك زدن رسيده باشد . در اين مرحله نيز بايد رعايت كمتر به بيشتر را بكند . مرحوم سبزوارى مىنويسد :
« با اين حال ، واجب است كه شخص مؤدِّب از مقدارى كه لازم و به مصلحت كودك است ، تجاوز ننمايد ؛ و احتياط آن است كه به كمترين مقدار و چيزى كه تأديب به آن محقّق مىشود ، اكتفا نمايد » . « 1 » 3 . حكم تنبيه بدنى در مواردى كه كودك بر خلاف شؤونات جامعه و آداب اجتماعى رفتار مىكند ، وجوب نيست ؛ و در صورتى كه كودك كارى را انجام دهد كه در شريعت گناه محسوب نمىشود ، اما در جامعه ناپسند است ، واجب نيست براى متوجّه كردن او به بدى كارش ، به تنبيه بدنى دست بزنند ؛ مگر آنكه ديگر چارهاى جز اين نباشد و هيچ كدام از راههاى تربيتى سودمند واقع نشود .
شايد بتوان گفت جواز تنبيه در اين مورد ثابت نيست . چرا كه براى تنبيه راههاى جايگزينى وجود دارد كه بسا تأثير آنها بيش از تنبيه و كتك زدن طفل بوده و در مورد آداب اجتماعى سودمند است ؛ و به عبارت ديگر ، مصلحت طفل در اين موارد در تنبيه بدنى نيست . هر چند كه برخى نيز در اين رابطه گفتهاند :
« ظاهر آن است كه تنبيه بدنى كودك در امور عرفى نيز جايز است ؛ چه آنكه وظيفه والدين تربيت و تأديب فرزندانشان است كه متخلّق به آداب نيك و پسنديده شوند ؛ و اينكه مرتكب اعمالى كه مضرّ به حالخودشان و ديگران و جامعه است ، نشوند » . « 2 »
هامش
( 1 ) . سيد عبدالاعلى سبزوارى ، مهذّب الاحكام ، ج 28 ، ص 36 ؛ « ومع ذلك ، يجب أن لا يزاد عمّا هو لازم و مصلحة للصبى ، والأحوط ، أن يحتاط بأقلّ ما يتحقّق به التأديب » .
( 2 ) . على كريمى جهرمى ، الدرّ المنضود فى احكام الحدود ، ج 2 ، ص 282 . اين سخن ظهور دارد در اينكه ممكن است تنبيه بدنى كودكان در انجام اعمال ناپسند و امور غير عرفى نباشد ؛ علاوه آنكه در روايات نقل شده در باب تنبيه بدنى كودكان ، روايتى نيست كه معصومان : در امر تربيت و امور عرفى به زدن كودك امر كرده باشند .