به اسحاق بن عمّار مىفرمايد : اين مواردى كه تو مىگويى از مواردى نيست كه در آنها حدّ الهى جارى شود ؛ و تو ندانسته چرا حكم مىكنى ! به همين دليل نيز حضرت نسبت به وى خشمگين و ناراحت مىشوند .
با اين حال ، در مورد اين نظريه ، نكاتى بايستى مورد توجّه قرار گيرد ؛ و آن اينكه اوّلًا ، رواياتى وجود دارند كه مقدار تأديب و تنبيه بدنى كودكان را بيش از پنج ضربه مىدانند ؛ حال ، اين روايات قرينه است بر اينكه تعيين مقدار تأديب در رواياتى كه به عنوان مستند اين نظريه قرار گرفتهاند ، از باب تطبيق و بيان مصداق است ، نه اينكه جنبهى انحصارى داشته باشد و زدن بيش از اين تعداد ، بر كودك جايز نيست . و همانگونه كه بيان شد ، طبق روايت اسحاق ، اصل در تعداد ضربات تنبيه بدنى ، يك ضربه است و نه پنج يا شش ضربه .
دوم آنكه : مشهور فقها از فتوا دادن به مضمون اين روايات خوددارى نمودهاند . اين جهت و اعراض آنها مىتواند سبب تضعيف اين دسته از روايات شود . علاوه آن كه ، تأديب و تنبيه - آن گونه كه گفته شده - در جهت مصلحت كودكان و بازداشتن آنان از ارتكاب فحشا و گناه تشريع شده است ، و چه بسا ممكن است با اين مقدار ، آن هدف تأمين نگردد ؛ و بلكه ضربات بيشترى نياز باشد . و شايد به همين جهت باشد كه خود مرحوم شيخ طوسى از اين قول عدول كرده ، و به نظريه دوم قائل شده است .
2 . كمتر از ده ضربه شلّاق و عدم جواز بيش از آن
برخى ديگر از فقهاى اماميه « 1 » و از جمله مرحوم شيخ طوسى « 2 » معتقدند : مقدار تأديب
هامش
( 1 ) . مرحوم ابن ادريس در صفحه 534 از جلد 3 كتاب السرائر ، و شهيد اوّل در صفحه 193 از جلد 9 لمعه دمشقيه ، و مرحوم علّامه حلّى در صفحه 179 از جلد 2 كتاب ارشاد الاذهان اين نظريه را بيان كردهاند .
( 2 ) . المبسوط ، ج 1 ، ص 322 ؛ « ويجوز له أن يؤدّب غلامه وخادمه وولده غير أنّه لا يزيد على عشرة أسواط » ؛ و النهاية ، ص 222 ؛ « ولا بأس أن يؤدّب الرجل غلامه وخادمه وهو محرم ، غير أنّه لا يزيد على عشرة أسواط » .