تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنبيه بدنى كودكان در نظام بين الملل حقوق بشر و فقه اماميه (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
ضربه بزنيد . » « 1 » در مورد اين روايت ، چند مطلب مورد توجّه است ؛ اوّل آن‌كه ممكن است مراد از واژه‌ى « غلام » در اين روايت ، مملوك و بنده باشد و نه كودك ؛ و اين مطلب به چند قرينه استفاده مىشود . 1 . عبارت انتهايى روايت - « يا إسحاق ! إن كنت تدرى حدّ ما أجرم ، فأقم الحدّ فيه » - دلالت مىكند كه در بعضى از موارد ، بر اين شخص حدّ جارى مىشود ؛ و حال آن كه ، بر كودك حدّى نيست . « 2 » 2 . پس از آن‌كه امام ( ع ) به اسحاق مىفرمايد : دو ضربه به او بزن ، اسحاق مىگويد : « هذا هو هلاكى » ؛ يعنى : در اين صورت من هلاك مىشوم و بر او تسلّطى نخواهم داشت و حرف مرا گوش نخواهد كرد ؛ و باعث هلاكت من مىشود . اين عبارت قرينه است بر اين‌كه مراد از شخص خطاكار در اين روايت ، عبد است ، چرا كه حرف گوش نكردن كودك سبب هلاك انسان نمىشود . مطلب دوم اين است كه از اين روايت و بيان امام ( ع ) كه فرمودند : « واحداً » ، فهميده مىشود اصل در تنبيه بدنى يك ضربه است ، مگر آن‌كه شرايط خاصّ باشد ؛ كه در اين روايت نيز اسحاق بيان كرده است . علاوه آن‌كه حضرت ، زدن كودكان در بيش‌تر از تعداد وارد شده را ، تعدّى و تجاوز از حدود خداوند مىدانند . بنابراين ، زدن كودك به بيش از اين تعداد به هيچ عنوان جايز نيست . مطلب سوم آن‌كه ، از عبارت « يا إسحاق ! إن كنت تدرى حدّ ما أجرم ، فأقم الحدّ فيه » ، دانسته مىشود كه حضرت به اسحاق مىفرمايد : ابتدا برو حدود الهى و موارد اجراى آن را ياد بگير و پس از آن اقدام به اجراى حدّ كن . به عبارت ديگر ، حضرت
هامش
( 1 ) . همان ، ص 339 ، باب 30 از ابواب مقدّمات حدود ، ح 2 ؛ « محمّد بن يعقوب عن عدة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمّد ، عن عثمان بن عيسى ، عن إسحاق بن عمّار قال : قلت لأبى عبدالله ( ع ) : ربما ضربت الغلام فى بعض ما يجرم . قال : وكم تضربه ؟ قلت : ربما ضربته مائة ، فقال : مائة ؟ ! مائة ؟ ! فأعاد ذلك مرّتين ؛ ثمّ قال : حدّ الزنا ؟ ! اتّق الله ، فقلت : جعلت فداك فكم ينبغى لى أن أضربه ؟ فقال : واحداً ، فقلت : والله لو علم أنّى لا أضربه إلا واحداً ما ترك لى شيئاً إلّا أفسده . قال : فاثنين ، فقلت : هذا هو هلاكى ، قال : فلم أزل أماكسه حتّى بلغ خمسة ثم غضب ، فقال : يا إسحاق إن كنت تدرى حدّ ما أجرم فأقم الحدّ فيه ، ولا تعد حدود الله » . ( 2 ) . سيد عبدالكريم موسوى اردبيلى ، فقه الحدود و التعزيرات ، ج 2 ، ص 489 .