فقها در بحث از مقدار تأديب به طور ضمنى « 1 » و بعضى ديگر به صورت روشن و صريح ذكر نمودهاند . « 2 » مرحوم شيخ طوسى در رابطه با اين مسائل مىنويسد :
« به اجماع فقها جايز است كه معلّم كودك را تأديب نمايد » . « 3 » ادلّهاى كه به عنوان مستند حكم جواز تأديب و تنبيه شاگرد توسط معلّم مىتواند قرار گيرد ، عبارتاند از :
1 . اجماع فقها ، كه مرحوم شيخ طوسى آن را ادّعا نموده است . « 4 » 2 . عموميت قاعده احسان ، همانگونه كه بيان شد ، تأديب اطفال و جلوگيرى آنها از ارتكاب اعمال ناشايست و غير اخلاقى ، احسان و كمك به ايشان در جهت كسب نيكىها و فضايل به حساب مىآيد ؛ و اطلاق آيات شريفه مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍوتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى « 5 » آن را شامل مىشود . « 6 » پاسخ اين دليل ، همچنان كه بيان شد ، آن است كه : قاعده احسان ، عنوان مسؤوليت را از مؤدِّب بر مىدارد ؛ نه اينكه حقّ تنبيه را براى معلّم اثبات مىكند . به عبارت ديگر ، قاعده احسان در اين موارد كاربرد ندارد ؛ چه آنكه كسى كه كار مشروعى انجام مىدهد و به قصد احسان به ديگرى خسارت وارد مىكند ، مسؤول نيست ؛ نه اينكه قاعده احسان موجِّه عمل باشد .
3 . روايت وارده از امام صادق ( ع ) ؛ در روايت معتبرى كه سكونى نقل كرده ، آمده است :
هامش
( 1 ) . شهيد ثانى ، مسالك الافهام ، ج 14 ، ص 455 ؛ سيد على طباطبايى ، رياض المسائل ، ج 10 ، ص 131 ؛ محمّد حسن نجفى ، جواهرالكلام ، ج 41 ، ص 444 ؛ محمّد فاضل لنكرانى ، تفصيل الشريعه فى شرح تحرير الوسيله ، كتاب الحدود ، ص 426 .
( 2 ) . على كريمى جهرمى ، الدرّ المنضود فى احكام الحدود ، ج 2 ، ص 287 ؛ سيد عبدالاعلى سبزوارى ، مهذّب الاحكام ، ج 28 ، ص 157 ؛ سيد ابوالقاسم موسوى خويى ، مبانى تكملة المنهاج ، ج 1 ، ص 341 .
( 3 ) . محمّد بن حسن طوسى ، المبسوط ، ج 8 ، ص 69 ؛ « وكذلك المعلّم يؤدّب الصبيان إجماعاً » .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . مائده ، 2 .
( 6 ) . على كريمى جهرمى ، همان ، ج 2 ، ص 285 .