خواهيم كرد - در صورت وارد آمدن ضرر و آسيب جسمانى به كودك شخص مؤدِّب ضامن خواهد بود .
بنابراين ، جواز تنبيه بدنى كودكان توسط پدر و جدّ پدرى در فقه اماميّه ثابت و مسلّم است .
قانونگذار جمهورى اسلامى ايران نيز به با توجّه به اين مطلب و اينكه افراد مذكور خيرخواه فرزندان خود بوده و به دنبال سعادت و خوشبختى آنها هستند ؛ و به همين جهت ، از اختيار داده شده ، سوء استفاده نمىكنند ، در مادّهى 59 از قانون مجازات اسلامى بيان مىدارد :
« اعمال زير جرم محسوب نمىشوند : 1 ) اقدامات والدين و اولياى قانونى و سرپرستان صغار و محجورين كه به منظور تأديب و يا حفاظت آنها انجام شود ؛ مشروط بر اينكه اقدامات مذكور در حدّ متعارف تأديب و محافظت باشد . . . . »
همچنين است مادّهى 1179 قانون مدنى كه مىگويد :
« ابوين حقّ تنبيه طفل خود را دارند ؛ ولى به استناد اين حقّ نمىتوانند طفل را خارج از حدود تأديب ، تنبيه كنند . »
با استناد به اين ماده ، تنبيه به عنوان حقّى براى والدين در نظر گرفته شده است .
اين اختيار از حقّ والدين در انتخاب شيوهى تربيتى فرزند گرفته شده است ؛ و در مقابل اين حقّ ، قانون مدنى ، حضانت و نگهدارى طفل را تكليف والدين دانسته و آنها را موظف و مكلّف به اين امر كرده است ، در مقابل نيز اطاعت از والدين را تكليف هر كودكى مىداند . در اين مورد مادّهى 1177 قانون مدنى وجود دارد « 1 » كه علّت وضع آن اين است كه كودك بايد با اطاعت از والدين خود و اقدام به خواستههاى منطقى و عقلايى آنان ، زحمات و مساعى و مخارج والدين خود را كه در راه تعليم و تربيت وى صرف كردهاند ، به هدر ندهد ؛ و فردى مفيد براى اجتماع باشد .
هامش
( 1 ) . اين مادّه مىگويد : « طفل بايد مطيع ابوين خود بوده و در هر سنّى كه باشد ، بايد به آنها احترام كند » .